حسن بن حسين شيعى سبزوارى
39
راحة الأرواح ( در شرح زندگانى ، فضائل و معجزات ائمه اطهار ( ع ) ) ( فارسي )
چون فرود آمدى ، وى را به در سراى آن كس فرستادى ، وى سر بر در كوفتى . چون صاحب سراى بدر آمدى ، به دو اشارت كردى كه رسول - صلّى اللّه عليه و آله و سلّم - تو را مىخواند . چون رسول را وفات رسيد ، ابو الهيثم تيهان گفت : يعفور خود را در چاه انداخت از جزع رسول - صلّى اللّه عليه و آله و سلّم - و آن چاه گور وى شد . « 1 » معجزهء ديگر : روايت كرد اصبغ بن نباته از امير المؤمنين على - عليه السّلام - كه گفت : زنى بود جهود ، نام او عبده . جهودان نزديك وى آمدند و گفتند : يا عبده ! تو مىدانى كه محمّد ركن بنى اسرائيل را شكسته گردانيد و بنياد جهودى خراب كرد و جماعتى از بنى اسرائيل ابن زهر [ 11 - رو ] آوردهاند و تو را مزد مىدهند تا كه اين زهر درين گوسفند كنى و به رسول دهى . عبده - عليها اللعنه - گوسفند بريان را بستد و زهر درو ماليد و نزديك آن حضرت آمد و گفت : يا محمّد ؛ تو حق من مىدانى و رؤساى جهودان نزديك من حاضرند و توقع دارم كه تو نيز اصحاب خود حاضر كنى و به زيارت خويش ما را تشريف دهى . پس رسول - صلّى اللّه عليه و آله و سلّم - و على ، و ابو دجانه ، و ابو ايّوب ، و سهل بن حنيف و جماعتى « 2 » از مهاجران به خانهء عبده شدند . وى برهء بريان فرا پيش آورد . پيش از آنكه رسول - صلّى اللّه عليه و آله و سلّم - تناول كند ، براء بن معرور لقمهاى در دهن نهاد . امير المؤمنين على - عليه السّلام - گفت : يا براء ؛ بد كردى كه پيش از حضرت رسول - صلّى اللّه عليه و آله و سلّم - تناول كردى . براء گفت : يا على ! رسول - صلّى اللّه عليه و آله و سلّم - را به بخل نسبت مىكنى . امير - عليه السّلام - گفت كه از براى اين نگفتم . از براى اين گفتم كه برين زن اعتماد نيست ، نبايد كه زهرآلوده كرده باشد و از خوردن اين شما را ضررى رسد . ايشان درين بودند كه حضرت رسول - صلّى اللّه عليه و آله و سلّم - لقمهاى برگرفت . از كتف گوسفند آواز آمد كه : يا رسول اللّه ؛ از من مخور كه بر من زهر پر كردهاند و براء بن معرور بيفتاد و بمرد . حضرت رسول - صلّى اللّه عليه و آله و
--> ( 1 ) . ر . ك : مناقب آل ابى طالب ، ج 1 ، ص 97 - 98 به نقل از : علل الشرايع . ( 2 ) . م : سهيل بن حنيف و جماعت .