حسن بن حسين شيعى سبزوارى
26
راحة الأرواح ( در شرح زندگانى ، فضائل و معجزات ائمه اطهار ( ع ) ) ( فارسي )
سال ، و وى مىگفت : « سبحان العلىّ الكريم » ، و در حجاب هدايت پنج هزار سال ، و وى مىگفت : « سبحان ذى العرش العظيم » ، و در حجاب نبوّت چهار هزار سال ، و وى مىگفت : « سبحان ربّ العزّة عمّا يصفون » ، و در حجاب رفعت سه هزار سال ، و وى مىگفت : « سبحان ذى الملك و الملكوت » ، و در حجاب هيبت دو هزار سال ، و وى مىگفت : « سبحان اللّه و بحمده » ، و در حجاب شفاعت هزار سال ، و وى مىگفت : « سبحان ربّى العظيم و بحمده » . سپس نام او بر لوح ظاهر كرد و آن بود كه چهارده هزار سال نام او نوشته بود . پس آن را بر عرش پيدا كرد . بر ساق عرش بود هفت هزار سال تا كه آن را در صلب آدم نهاد و از صلب آدم به صلب نوح نقل كرده و همچنين از صلبى به صلبى تا كه آن را در صلب عبد المطلب نهاد و از صلب او به صلب عبد اللّه رسانيد و او را شش لباس كرامت در پوشانيد : پيراهن رضا ، و رداى هيبت ، و سراويل « 1 » معرفت ، و بند آن سراويل از محبّت ؛ و نعلين خوف ، و عصاى منزلت به دو داد . پس وى را گفت : به نزديك مردمان رو و بگوى ايشان را تا بگويند : « لا إله الّا اللّه و محمّد رسول اللّه و علىّ ولىّ اللّه » . و اصل آن پيراهن از شش چيز بود : قامتش از ياقوت ، دو آستين از مرواريد ، و تيريز « 2 » از بلور ، و خشتك « 3 » از زبرجد ، و گريبان از مرجان سرخ ، و جيب از نور خداى تعالى . و حق تعالى توبهء داوود بدان پيراهن قبول كرد ، و خاتم سليمان به سبب آن به دو بازداد ، يوسف را به يعقوب به واسطهء آن رسانيد ، و يونس را از شكم ماهى بر آن نجات داد و همچنين پيغمبران را از بلاها بدان نجات داد . روايت است از جابر بن عبد اللّه الانصارى - رحمة اللّه عليه - از رسول - صلّى اللّه عليه و آله - كه گفت : « حق تعالى نور مرا و نور على - عليه السّلام - را پيش از عالم و آدم آفريد به چهارده هزار سال . ما به تسبيح و تهليل حق تعالى بوديم در
--> ( 1 ) . جمع سروال ؛ پاى جامه ، شلوار ، زير جامه . ( 2 ) . دامن ، به معنى بال و پر مرغ هم گفته شده . ( 3 ) . ( مترادف خشتچه ) تكه پارچهء چهار گوشه كه در انتهاى آستين زير بغل دوخته شود ، و تكهء پارچه كه ميان دو پاچهء شلوار مىدوزند ، و آن قسمت از شلوار كه زير ران و ميان دو پا قرار مىگيرد . ( خشتره هم گفته شده . )