أحمد بن الحسين البيهقي / مترجم محمود مهدوى دامغانى

59

دلائل النبوة ومعرفة أحوال صاحب الشريعة ( فارسي )

( 1 ) و هيچ چيز جز او را پرستش و عبادت نكنيم . نجاشى پرسيد آيا چيزى از كتاب او همراه دارى ؟ ضمنا نجاشى كشيش ها را احضار كرده و دستور داده بود تا كتاب‌هاى مسيحيت را حاضر آورند ، جعفر گفت آرى ، نجاشى گفت بخوان ، و جعفر آغاز سورهء مريم را خواند ، نجاشى آن قدر گريست كه ريشش خيس شد و اسقف ها آن قدر گريستند كه اشك چشمشان روى كتابها مىچكيد ، نجاشى گفت به خدا قسم اين گفتار از همان چراغ سرچشمه مىگيرد كه به موسى فروغ بخشيده است ، آنگاه گفت برويد و كامكار و آسوده باشيد و خطاب به حاضران گفت هرگز ايشان را تسليم شما نخواهم كرد ، و ما مسلمانان از نزد نجاشى بيرون آمديم . عبد الله بن ابى ربيعه نسبت بما مهربان تر بود ، عمرو عاص گفته بود كه فردا مطلبى را عنوان خواهم كرد كه آنها را بى چاره خواهد كرد . به نجاشى مىگويم كه مسلمانان مىپندارند كه خداى نجاشى و خدايى كه عيسى بن مريم ( ع ) او را عبادت مىكند برده و بنده‌اى بيش نيست ، عبد الله بن ابى ربيعه به او گفته بود اين كار را مكن و بهر حال اگر ايشان در آيين ما مخالفت كردند خويشاوندان مايند و حقى دارند امّا عمرو عاص سوگند ياد كرده بود كه اين كار را مىكند و فرداى آن روز پيش نجاشى رفته و به او گفته بود كه مسلمانان دربارهء عيسى ( ع ) گفتار عجيبى دارند ، كسى نزدشان بفرست و عقيده شان را دربارهء عيسى بپرس ، نجاشى رسولى فرستاد و اين سؤال را طرح كرد ما گفتيم پاسخ او را چه مىدهيد ، جعفر گفت همان را مىگوئيم كه خدا گفته است و پيامبر به آن اعتقاد دارد ، و به راه افتاديم و حضور نجاشى آمديم و علماى مسيحى هم حاضر بودند . نجاشى گفت عقيدهء شما دربارهء عيسى بن مريم چيست ؟ جعفر گفت ما معتقديم كه او فرستادهء خداست . و روح و كلمهء الهى است كه خداوند او را به مريم عذراء القاء فرموده است ، نجاشى دست به زمين برد و قطعه كوچك چوبى برداشت و روى به كشيشان نمود و گفت آنچه كه دربارهء عيسى ( ع ) مىگويد باندازهء اين چوب با واقع اختلاف ندارد ، كشيشان همهمه كردند و باد در بينى