أحمد بن الحسين البيهقي / مترجم محمود مهدوى دامغانى

57

دلائل النبوة ومعرفة أحوال صاحب الشريعة ( فارسي )

( 1 ) ام سلمه مىگفت چون مكه بر ما تنگ گرفت و اصحاب پيامبر در آنجا آزار مىديدند و شكنجه مىشدند و در راه دين خود گرفتار بلاهاى گوناگون مىشدند و پيامبر ( ص ) هم قدرت دفع اين گرفتارى ها را نداشت و خود آن حضرت هم در پناه اقوام خويش بود و باحترام عمويش ابو طالب از گرفتاريهائى كه براى اصحابش پيش مىآمد محفوظ بود اصحاب را خواست و به ايشان فرمود در سرزمين حبشه پادشاهى است كه هيچكس در كشورش ستم نمىبيند بنابر اين به آنجا برويد تا خداوند براى شما گشايشى پيش آورد ، اين بود كه دسته دسته به حبشه رفتيم و در آنجا گرد آمديم بهترين خانه و برترين همسايه بود كه در دين خود آمن بوديم و از ظلم كسى نمىترسيديم . چون قريش متوجه شدند كه ما امان يافتيم و به جاى مناسبى رسيديم ، اجتماعى كردند و تصميم گرفتند كسانى را پيش نجاشى بفرستند و تقاضا نمايند كه ما را از حبشه بيرون نمايد و سوى ايشان بر گرداند ، عمرو بن عاص و عبد الله بن ابى ربيعه را برگزيدند و هدايائى براى نجاشى و روحانيون دستگاه او و بزرگان درگاهش فراهم ساختند و به آن دو گفتند هداياى اطرافيان نجاشى را پيش از آنكه صحبتى بداريد بدهيد و سپس هداياى نجاشى را تسليم كنيد و اگر بتوانيد پيش از آنكه مسلمانان توضيحى دهند و صحبتى بدارند نجاشى را وادار كنيد كه آنها را تسليم شما نمايد بهتر خواهد بود . آن دو به حبشه آمدند و به همهء بطريق ها و بزرگان قوم هديه‌اش را دادند و با آنها مذاكره كردند و گفتند گروهى از سفلگان ما از دين و آيين خويشان خود برگشته‌اند و دين شما را هم نپذيرفته و به اين سرزمين آمده‌اند و ما آمده‌ايم تا آنها را برگردانيم و از پادشاه تقاضا كنيم كه آنها را بما بسپرند ، مقصود ما اين است كه اگر با نجاشى مذاكره و صحبت كرديم شما هم به او اشاره كنيد كه اين كار را انجام دهد ، گفتند چنين مىكنيم . آنگاه هداياى خود را براى نجاشى آوردند كه عبارت بود از بهترين انواع پوستهاى دباغى شدهء مكه ، و چون از تسليم هداياى خود فارغ شدند به نجاشى گفتند گروهى از جوانان كم خرد ما از آيين قوم خود كناره گرفته و به آيين شما