أحمد بن الحسين البيهقي / مترجم محمود مهدوى دامغانى
56
دلائل النبوة ومعرفة أحوال صاحب الشريعة ( فارسي )
( 1 ) پرسيد چرا ؟ جعفر گفت خداوند متعال پيامبرى براى ما مبعوث كرده است كه عيسى بن مريم مژده او را داده و گفته است كه نامش احمد است و پس از او خواهد آمد ، پيامبر ما به ما فرمان داده است تا خدا را بپرستيم و چيزى را شريك او قرار ندهيم و نماز را به پا داريم و زكات را بپردازيم و پيامبر ما به كار نيك و پسنديده دستور داده است و از كار ناپسند نهى فرموده است . نجاشى از گفتار او در شگفت شد و گفت پيامبر تو دربارهء عيسى بن مريم چه مىگويد ؟ گفت دربارهء او مىگويد كه روح و كلمهء خداست كه خداوند متعال او را از مريم دوشيزه بدون اينكه انسانى با او نزديكى كند بوجود آورد ، در اين هنگام نجاشى تراشهء چوبى را از زمين برداشت و گفت اى كشيشان و راهبان گفتار اين گروه دربارهء عيسى بن مريم باندازهء اين تراشه كم و بيش نيست ، آنگاه فرمود درود بر شما و بر آن كس كه از پيش او مىآئيد من گواهى مىدهم كه او رسول خداست و هموست كه عيسى بن مريم مژدهء آمدنش را داده است . و اگر گرفتارىهاى پادشاهى نمىبود پيش او مىآمدم تا كفش او را حمل نمايم سپس گفت هر چه ميخواهيد در اين جا بمانيد و براى ما جيرهء خوراك و پوشاك مقرر داشت . بيهقى مىگويد اسناد اين حديث صحيح است و دلالت دارد بر اينكه ابو موسى ( كه در سلسلهء سند قبل محذوف است ) در مكه بوده و با جعفر بن ابى طالب به حبشه رفته است . بطريق ديگرى اين روايت از ابو موسى نقل شده است كه مىگويد ما در يمن بوديم و خبر رسيد كه پيامبر ( ص ) از مكه بيرون رفته است و ما پنجاه و چند نفر بوديم كه با كشتى از راه دريا به حبشه رسيديم و به جعفر بن ابى طالب پيوستيم و ياران پيامبر پيش او بودند جعفر به آنان هم دستور اقامت در حبشه داده است و آنجا ماندهاند تا در زمان خيبر به پيامبر ( ص ) ملحق شدهاند . ابو موسى شاهد گفتگوى جعفر و نجاشى بوده و آن را نقل كرده است . محمد بن اسحق بن يسار با اسناد خود از ام سلمه همسر پيامبر ( ص ) قصهء مفصلى دربارهء اين هجرت آورده است كه چنين است .