أحمد بن الحسين البيهقي / مترجم محمود مهدوى دامغانى

54

دلائل النبوة ومعرفة أحوال صاحب الشريعة ( فارسي )

( 1 ) الاغهاى كند رو سوار كرده بود و خود آن را راه مىبرد ، پيامبر فرمود خدا همراهشان باشد ، عثمان پس از لوط نخستين كسى است كه با خانوادهء خود هجرت كرده است . امّا در مورد هجرت دوّم چنان كه واقدى پنداشته است در سال پنجم بعثت رسول خدا صورت گرفته است ، و از عبد الله بن مسعود روايت است كه گفت پيامبر ( ص ) ما را كه هشتاد نفر بوديم به كشور نجاشى فرستاد ، و جعفر بن ابى طالب و عثمان بن مظعون هم با ما بودند ، قريش هم عمّاره و عمرو عاص را بحضور نجاشى فرستادند و همراه آن دو هدايائى برايش تقديم نمودند ، آن دو چون نزد نجاشى آمدند به خاك افتادند و هداياى خود را تسليم نمودند و گفتند گروهى از قوم ما از دين ما برگشته و به سرزمين تو آمده‌اند ، نجاشى پرسيد آنها كجايند ؟ گفتند در همين جا ، نجاشى كسى دنبال ايشان فرستاد . جعفر بن ابى طالب به مسلمانان گفت سخنگوى شما من هستم و آنها اين مطلب را پذيرفتند ، چون پيش نجاشى آمدند به خاك نيفتادند و سجده نكردند و به ايشان گفته شد چرا براى ملك سجده نكرديد ؟ جعفر گفت خداوند متعال پيامبر خويش را سوى ما فرستاده و او بما دستور داده است كه جز براى خداوند تبارك و تعالى سجده نكنيم ، نجاشى گفت اين كه چيزى خلاف نيست ، عمرو عاص گفت عقيدهء آنها در مورد عيسى ( ع ) مخالف عقيدهء تست ، نجاشى گفت در مورد عيسى چه ميگويند ؟ مسلمانها گفتند ما دربارهء عيسى ( ع ) همان را مىگوئيم كه خداى فرموده است او روح خدا و كلمهء اوست كه به مريم عذرا القاء شده است . مريمى كه بشرى به او دست‌نيازيده و قاعدة نبايست پسرى از او متولد مىشد ، نجاشى تراشه‌اى چوب را كه روى زمين بود برداشت و خطاب به كشيشان و علماى مسيحى گفت به آنچه كه اين قوم دربارهء عيسى مىگويند نمىتوان باندازهء اين چوب افزود . سپس خطاب به مسلمانان گفت خوش آمديد ، درود بر شما و بر كسى كه از پيش او آمده‌ايد ، من گواهى مىدهم كه او رسول خداست و دوست ميدارم كه پيش او مىبودم و كفش او را جفت مىكردم و خدمت او را انجام ميدادم در هر