أحمد بن الحسين البيهقي / مترجم محمود مهدوى دامغانى

53

دلائل النبوة ومعرفة أحوال صاحب الشريعة ( فارسي )

( 1 ) بن ابى طالب ، نجاشى دستور داد هداياى عمرو عاص را ردّ نمايند و گفت اگر به اندازهء كوهى به من طلا بدهد هرگز از او قبول نخواهم كرد و به جعفر و يارانش گفت همينجا بمانيد و همهء شما در امان خواهيد بود و براى آسايش آنها دستورهايى داد و گفت هر كس به اين گروه حتى با خشم و تحقير بنگرد همچون كسى است كه عصيان و سركشى كرده باشد . ضمنا بين عمرو عاص و عماره بن وليد نمايندگان قريش اختلاف وجود داشت و بين راه با يك ديگر دشمن شده بودند و هنگامى كه پيش نجاشى رسيدند به ظاهر با يك ديگر آشتى و صلح نمودند ، و منظور ايشان بر آمدن حاجت آنها در مورد تحويل گرفتن مسلمانان بود و چون به اين هدف نرسيدند سخت دشمن يك ديگر شدند و عمرو عاص نسبت به عماره مكر و حيله كرد و به عماره گفت تو مردى بسيار زيبا هستى پيش زن نجاشى برو و با او صحبت بدار مخصوصا در خلوت با او مذاكره كن شايد براى هدف ما سود بخش باشد ، عماره از همسر نجاشى اجازهء ملاقات خواست و بديدارش رفت ، عمرو عاص خود را به نجاشى رساند و گفت اين رفيق من مردى است داراى زن‌هاى متعدد ، در عين حال مثل اينكه به همسر تو نظرى دارد زيرا هم اكنون پيش اوست . نجاشى كسى فرستاد و متوجه شد كه عماره نزد همسر اوست ، دستور داد در اندام مردى او بادى دميدند و او را در جزيره‌اى افكندند و او جن زده شد و با جانوران وحشى زندگى ميكرد و نيست و نابود شد و عمرو تنها به مكه مراجعت نمود . براى ما قصهء تلقين شيطان در گفتار پيامبر را از محمد بن اسحق يسار هم روايت كرده‌اند [ 1 ] در مورد هجرت اوّل از قتاده روايت شده است كه گفت نخستين كسى كه در راه خدا هجرت نمود و همسر خود را هم همراه برد عثمان بن عفان بود كه با رقيه دختر حضرت پيامبر به حبشه رفت و مدتى از آنها خبرى به رسول خدا ( ص ) نرسيد ، بعدا زنى از قريش آمد و گفت اى محمد ( ص ) دامادت را همراه همسرش ديدم ، پيامبر ( ص ) پرسيد آنها را در چه حالى ديدى ؟ گفت همسرش را بر يكى از

--> [ ( 1 - ) ] بطورى كه ملاحظه مىفرمائيد ، پيوستگى مطالب درست نيست .