أحمد بن الحسين البيهقي / مترجم محمود مهدوى دامغانى
49
دلائل النبوة ومعرفة أحوال صاحب الشريعة ( فارسي )
( 1 ) وَ ما أَرْسَلْنا مِنْ قَبْلِكَ مِنْ رَسُولٍ وَ لا نَبِيٍّ إِلَّا إِذا تَمَنَّى أَلْقَى الشَّيْطانُ فِي أُمْنِيَّتِهِ . . . « و نفرستاديم پيش از تو هيچ رسول و پيامبرى را مگر آنكه چون تلاوت كرد يا آرزو نمود . انداخت شيطان چيزى در تلاوت يا آرزويش . . . » آيهء 51 سورهء 22 . [ 11 ] و چون خداوند متعال اين مطلب را روشن ساخت و پيامبر را از سجعپردازى شيطان تبرئه فرمود كافران به گمراهى و دشمنى خود با مسلمانان برگشتند و همچنان نسبت به مسلمانان سخت گيرى نمودند . عثمان بن مظعون و برخى از يارانش كه به حجاز برگشته بودند نتوانستند وارد مكه شوند مگر اينكه در حمايت و پناه يكى از مشركان قرار بگيرند ، وليد بن مغيره عثمان بن مظعون را در پناه خود گرفت اما هنگامى كه عثمان شدت گرفتارى پيامبر و مسلمانان را ديد كه برخى را با آتش و گروهى را با تازيانه شكنجه مينمودند و او سلامت است بلا را بر عافيت ترجيح داد و گفت چگونه ممكن است كه هر كس هم پيمان خدا و رسول خداست مبتلا و گرفتار باشد و هر كس در پيمان شيطان و دوستان اوست محفوظ باشد . اين بود كه نزد وليد بن مغيره آمد و گفت عمو جان محبت كردى و مرا در پناه خود گرفتى حالا دوست دارم كه در حضور جمع حمايت خود را از من بردارى ، وليد گفت اى برادر زاده شايد كه كسى به تو آزارى رساند يا دشنامت دهد ؟ و حال آنكه اگر در حمايت من باشى محفوظ خواهى ماند ، عثمان بن مظعون گفت گمان نمىكنم كسى مرا آزار رساند و يا اعتراضى به من نمايد و چون پافشارى نمود وليد بن مغيره با او به مسجد آمد و در حالى كه قريش نشسته بودند و لبيد بن ربيعهء شاعر براى آنها شعر مىخواند ، دست عثمان را گرفت و گفت اين مرد اصرار و پافشارى دارد كه من از حمايت خود از او دست بردارم و من شما را گواه مىگيرم كه از او حمايت خود را برداشتهام مگر اينكه خودش باز بخواهد . عثمان بن مظعون هم گفت آرى راست مىگويد و به خدا قسم من حمايت او را خوش نداشتم ، آنگاه همه با هم نشستيم و
--> [ ( 11 ) ] - براى اطلاع بيشتر از تفسير اين آيه كه مرتبط با آيات سورهء و النجم است به ص 91 جلد 7 تفسير مجمع البيان چاپ صيدا و ص 19 ج 3 تفسير كشاف چاپ انتشارات آفتاب تهران مراجعه فرمائيد .