أحمد بن الحسين البيهقي / مترجم محمود مهدوى دامغانى

41

دلائل النبوة ومعرفة أحوال صاحب الشريعة ( فارسي )

( 1 ) از ربيع بن انس بكرى روايت است كه مردم به رسول خدا گفتند اگر تو معجزه‌يى همچون معجزهء صالح ( ناقه ) يا پيامبران ديگر بياورى ايمان مىآوريم ، پيامبر فرمود اگر مىخواهيد خدا را مىخوانم و چنان معجزه‌اى براى شما فرو خواهد آورد لكن اگر پس از آن عصيان بورزيد بر شما عذاب نازل خواهد شد ، گفتند نميخواهيم . ذكر آزارى كه رسول خدا و اصحاب از مشركان ديدند و نياز آنان به هجرت 10 و اثر نفرين پيامبر بر هفت نفر از مشركان و وعدهء فتح براى مسلمانان و آنچه دربارهء زبير روايت شده است . عروة بن زبير مىگويد از عبد الله بن عمرو عاص خواستم تا سخت ترين كارى را كه مشركان مكه نسبت به پيامبر انجام داده‌اند برايم بگويد ، گفت پيامبر در كنار كعبه نماز مىگزارد ، عقبه بن ابى معيط آمد و رداى او را دور گردنش حلقه كرد و به قصد خفه كردن آن حضرت مىفشرد ، ابو بكر پيش آمد و شانه‌هاى عقبه را گرفت و او را از رسول خدا جدا كرد و گفت آيا مردى را مىكشيد بجرم اينكه مىگويد خداى پروردگار من است و حال آنكه آيات و معجزاتى از پروردگارتان براى شما آورده است . [ 9 ] اين روايت را بخارى هم در صحيح آورده است . و هم از عروة روايت است كه گفت از عبد الله بن عمرو عاص پرسيدم سخت‌ترين نمونه از دشمنى قريش نسبت به پيامبر ( ص ) كه ديده‌اى چيست ؟ گفت روزى اشراف قريش كنار كعبه در حجر گرد آمده بودند و دربارهء پيامبر گفتگو مىكردند و مىگفتند هرگز نسبت به كسى اين همه شكيبائى بخرج نداده‌ايم ، انديشه‌هاى ما را سفاهت مىداند ، پدران ما را ناسزا مىگويد به آيين ما خرده مىگيرد ، جمع ما را پراكنده و متفرق ساخته است و به خدايان ما دشنام مىدهد ، با اين همه با او شكيبائى مىكنيم ! در همين حال پيامبر ( ص ) ظاهر شد ، و جلو آمد و به حجر الاسود دست كشيد و در حالى كه طواف مىنمود از كنار

--> [ ( 9 ) ] - گفتار ابو بكر بخشى از آيهء 28 سورهء 40 است .