أحمد بن الحسين البيهقي / مترجم محمود مهدوى دامغانى

79

دلائل النبوة ومعرفة أحوال صاحب الشريعة ( فارسي )

( 1 ) به خدا اگر او را با خود به شام ببرى ديگر هرگز او را با خود بر نميگردانى زيرا يهوديان او را خواهند كشت و اين دشمن آنان است . ابو طالب برادر زاده را از تيماء [ 3 ] به مكه بر گرداند ، چون پيامبر بالغ شد ، زنى از قريش به كعبه عود و مشك ميماليد جرقه‌اى از عود دان و منقل او بر پرده‌هاى كعبه افتاد و آن را به آتش كشيد و تمام كعبه سوخت ، قريش دربارهء خراب كردن و دوباره ساختن آن مشورت كردند و از خراب كردن كعبه مىترسيدند . وليد بن مغيره گفت منظور شما از خراب كردن اصلاح و آبادى است يا ويرانى ؟ گفتند بدون ترديد آباد ساختن آن مورد نظر است ، وليد گفت خداوند مصلح را نابود نمىسازد ، قريش گفتند چه كسى بالاى كعبه برود و خرابى را شروع كند . او گفت من اين كار را ميكنم و بر پشت بام كعبه رفت و تبر خود را همراه برد و گفت پروردگارا تو ميدانى كه نيت ما آبادى و خير است و شروع به خراب كردن نمود . قريش چون ديدند عذابى نازل نشد همه با هم كعبه را تا بن خراب كردند و دوباره ساختند ولى وقتى كه ميخواستند حجر الاسود را نصب كنند بين ايشان اختلاف افتاد كه كدام قبيله حجر را نصب نمايد و كار به مشاجره كشيد ، و موافقت كردند اولين كسى كه از كوچهء برابر وارد شود در آن مورد حكم كند ، پيامبر ( ص ) كه جوانى بود و در آن روز جامه‌اى خال خال بر تن داشت وارد مسجد شد و او را حكم قرار دادند . پيامبر دستور داد تا حجر را در پارچه‌اى قرار دادند و سپس از بزرگان قبائل خواست تا گوشه‌هاى پارچه را بگيرند و آن را بلند كنند و چون سنگ به جايگاه رسيد پيامبر آن را بر داشت و نصب فرمود . هر چه عمر پيامبر افزوده مىشد قريش از او بيشتر خشنود مىشدند تا آنجا كه سالها پيش از آنكه وحى بر او نازل شود به او لقب امين دادند ، و چنان

--> [ ( 3 ) ] . تيماء شهركى از شهرهاى شام است كه از تبوك بزرگتر بوده و دژ معروف « ابلق » آنجا ساخته شده است : ترجمهء تقويم البلدان ص 120 چاپ بنياد فرهنگ .