أحمد بن الحسين البيهقي / مترجم محمود مهدوى دامغانى
68
دلائل النبوة ومعرفة أحوال صاحب الشريعة ( فارسي )
( 1 ) ابو الحسين بن الفضل قطان در بغداد با اسناد خود براى ما از شافعى نقل مىكرد كه مىگفته است روايت كردن از حرام بن عثمان حرام است ، و ابو عبد الله حسين بن حسن خضيرى در بغداد از قول يحيى بن سعيد قطان نقل مىكرد كه گفته بود از شعبه و سفيان ثورى و مالك بن انس و سفيان بن عيينه پرسيدم كه تكليف دربارهء اشخاصى كه متهم به جعل حديث هستند چيست ؟ آيا بايد حفظ الغيب نمود ؟ گفتند نه وظيفه آنست كه براى مردم امر او را آشكار سازى ، همچنين ابو على رودبارى از ابو بكر بن خلاد نقل ميكرد كه به يحيى بن سعيد گفتند آيا نمىترسى كه اين كسانى كه حديث آنها را قبول ندارى در نزد خدا با تو مخاصمه كنند ؟ گفت اگر اينها در پيشگاه خدا با من دشمنى كنند بهتر است تا اينكه رسول خدا ( ص ) خصم من باشد و بفرمايد چرا حديثى را كه ميدانستى دروغ است نقل كردى ، ابو عبد الله حافظ از شافعى روايت مىكند كه مىگفته است اگر شعبه نبود حديث در عراق شناخته نشده بود ، شعبه گاهى پيش برخى از محدثان مىآمد و مىگفت حق ندارى حديث نقل كنى ( چون آنها را مىشناخته كه حديث جعل مىكنند . مترجم ) و الا از امير براى خود بر تو يارى مىطلبم ، و به اين طريق حريم سنت پيامبر را نگاه ميداشتند . شواهد در اين باره زياد است به همين اندازه كه نقل شد كفايت مىكنيم . اين مقدمهء كتاب دلائل النبوّه است كه در آن احوال صاحب شريعت و معجزات پيامبر بزرگوار ( ص ) را آوردهام و بايد دانست احاديثى را كه در اين كتاب آوردهام تلاش كردهام كه صحيح و مورد اعتماد باشد اگر حديثى مبهم بوده آن را رها كردهام هر چند در مورد كارهايى نظير اين كتاب آنها هم مورد قبول واقع مىشود ، اگر اخبارى را كه ضعيف بوده آوردهام به ضعف آن اشاره نمودهام و به احاديث ديگر اعتماد كردهام . گروهى از متأخران در مورد معجزات و احوال پيامبر ( ص ) كتابهايى نوشتهاند و اخبار زيادى را بدون در نظر گرفتن صحيح و ناصحيح و تشخيص مشهور و غير مشهور يا مجعول و غير مجعول جمع آورى كردهاند ، بطورى كه اشخاص داراى حسن نيت غالب آن اخبار را بطور يكسان پذيرفتهاند و كسانى هم