أحمد بن الحسين البيهقي / مترجم محمود مهدوى دامغانى
67
دلائل النبوة ومعرفة أحوال صاحب الشريعة ( فارسي )
( 1 ) فرو فرستاديم به تو ذكر را تا بيان كنى براى مردم آنچه بايشان فرو فرستاده شده است باشد كه ايشان انديشه كنند » آيهء 44 سورهء 16 ، و خداوند متعال پيامبر را تا هنگامى كه آن چه را كه به آن مبعوث شده بود روشن ساخت در ميان امت باقى گذارد و سپس او را بسوى رحمت ابدى خويش گرفت ، پيامبر ( ص ) در حالى از ميان امت رفت كه راه براى آنها كاملا واضح و روشن شده بود ، هر گرفتارى كه بر مسلمانان ميرسيد بطريق كافى در قرآن و سنت پيامبر براى آن نصّ و دليل مىيافتند و هم خداوند متعال در هر دوره و زمان ميان امت پيامبر پيشوايانى قرار داده است كه براى بيان شريعت و حفظ آن و ردّ بدعت از آن به بهترين وجهى اقدام نمودهاند ، چنانچه ابو سعد احمد بن محمد صوفى با اسناد خود از ابراهيم بن عبد الرحمن عذرى اين خبر را براى ما نقل مىكند كه پيامبر فرمود ( اين علم را فرزندان خلف اين امت به ارث مىبرند و تحريف افرادى را كه غلوّ مىكنند و دعاوى نارواى ياوه گويان و تأويل نادانان را از آن دور خواهند ساخت ) اين خبر را وليد بن مسلم هم از همين راوى و شيوخ مورد اعتماد از پيامبر ( ص ) نقل نموده است . صحت و درستى اين خبر در دورهء صحابه و در هر عصرى تا روزگار ما ثابت شده است و در هر دوره گروهى در اين مورد اقدام نمودهاند و در مورد شناساندن راويان اخبار و احاديث و جرح و تعديل ايشان كتابهاى ارزنده تأليف و تدوين كردهاند بطورى كه هر كس بخواهد از آن مطلع شود براحتى مىتواند آگاه گردد ، علاوه بر ايشان فقهاى همهء بلاد دربارهء جرح و تعديل گفتگو كردهاند ، چنانچه ابو عبد الرحمن محمد بن حسين سلمى براى ما از ابو حنيفه روايت مىكرد كه او مىگفته است من دروغگوتر از جابر جعفى و فاضلتر از عطا نديدهام و هم روايت مىكنند كه ابو سعد صغانى برخاست و به ابو حنيفه گفت دربارهء عمل كردن به روايات ثورى چه ميگوئى ؟ گفت اخبار او را بنويس زيرا مورد اعتماد و ثقه است بجز احاديثى كه از ابى اسحاق از حارث و يا از جابر جعفى نقل كرده باشد ( قضاوت ابو حنيفه دربارهء جابر جعفى از نظر شيعه بطور كلى مردود و مغرضانه است : مترجم ) .