أحمد بن الحسين البيهقي / مترجم محمود مهدوى دامغانى
65
دلائل النبوة ومعرفة أحوال صاحب الشريعة ( فارسي )
( 1 ) دست خود چهار انگشت را اشاره كرد بدون اينكه انگشت ابهام خود را به حساب آورد ، ( ظاهرا مقصود اين است كه به همه نمىتوان اعتماد كرد ) . نوع سوّم احاديثى است كه اثبات آن مورد اختلاف علماى حديث باشد مثلا ممكن است دربارهء يكى از راويان آن كسى اطلاعى دارد كه ديگرى آن اطلاع را ندارد يا اينكه دربارهء پذيرش آن حديث يك نفر ترديد مىكند در حالى كه ديگرى ترديدى ندارد يا اينكه يك نفر اشكالى به حديث مىگيرد كه ديگرى آن اشكال را وارد نمىداند ، يا در مورد برخى از الفاظ حديث يا داخل شدن اسناد حديث در حديث ديگر اشكالى به نظر كسى ميرسد كه ديگرى آن را وارد نمىبيند يا متوجه آن نشده است ، كه در مورد اين گونه احاديث وظيفهء علماى حديث است كه با دقت كامل و اجتهاد آنها را بررسى نمايند و صحيحترين مطلب آن را برگزينند . فصل : در احاديث مرسل هر حديثى را كه يكى از تابعين و يا اتباع آنها ( نسلى كه پس از اصحاب پيامبر ( ص ) بوده يا خود درك صحبت پيامبر را نكرده باشند در اصطلاح تابعين و افراد بعدى را اتباع مىنامند ) بدون ذكر راويان از پيامبر ( ص ) نقل نمايد دو نوع است . نخست اينكه كسى كه خبر را به صورت مرسل نقل كرده از بزرگان تابعين باشد بطورى كه گروهى از اشخاص عادل شهادت به موثق بودن او بدهند در مورد اين اشخاص در صورتى كه حديث مرسل ديگرى هم در تأييد آن آمده باشد و يا گفتارى از اصحاب آن را تأييد كند و يا مورد قبول عموم اهل علم باشد ، حديث مرسل او حتى در مورد احكام هم پذيرفته مىشود . دوّم احاديث مرسلى است كه از متأخران تابعين نقل شده باشد كه معمولا احاديث خود را از قول هر كسى ممكن است گرفته باشند و دانشمندان حديث هم در آن ضعفى احساس نمايند در مورد احكام پذيرفته نمىشود اما در مواردى كه بر آن حكمى مترتب نيست از قبيل دعوات و مكارم اخلاق و يا سيره و مغازى پذيرفته