شهيد سيد عبد الكريم هاشمى نژاد
88
درسى كه حسين ( ع ) به انسانها آموخت ( فارسي )
خود ايجاد كند و پس از ساختن و پرداختن اين « زاپاس » دروغين ، چرخهاى اصلى اسلام يعنى خاندان على عليه السّلام را كه الهام دهندهء نظرهاى پيغمبر و اسلام و بيان كنندهء فرامين آسمانى آن بودند از جاى بر كند و با كمك سب و لعن و تهمت و دروغ ، آنها را مبغوض و منفور اجتماع ساخت تا بتواند زمينه و شرايط را آماده كند و يكباره پس از خارج كردن چرخهاى اصلى اسلام يعنى خاندان پاك على عليه السّلام ، آن « زاپاس » قلابى يعنى دودمان بنى اميه را به جاى آنها قالب بزند و از آن پس ديگر مردم در پست واسطهء بين خود و اسلام و پيامبر بنى اميه را ديدار كنند و بس ! و اسلام همان باشد كه اين واسطهها به مردم بگويند و الهام دهند ! آرى اين است سرّ آن كه معاويه از يك سوى در راه كسب محبوبيت براى دودمان بنى اميه مىكوشد و از سوى ديگر با جديّت هر چه بيشتر مىخواهد على و خاندانش على عليهم السّلام را از نظرها ساقط و در جامعه منفور سازد . طرح چهارم يا بيعت براى يزيد ! اكنون كه معاويه زمينهء كشور و اجتماع را تا حدود زيادى براى اجراى نقشههاى پنهانى و ضد انسانى خود و تبديل حكومت اسلامى به حكومت نژادى آماده ساخته است ، اساسىترين برنامههاى شيطانى خود را بايد عملى سازد . آخرين برنامهاى كه بايد با دست معاويه اجرا شود تا رسالت شيطانى او به طور كامل پايان يابد ، تعيين جانشين براى خويش است . زادهء هند مىخواهد فرزند پليدش يزيد را به رهبرى جهان اسلام ! نصب نمايد تا بدين وسيله هم حكومت اسلامى را به طور موروثى در خاندان خود حفظ كند و هم اين جانشين و خلف شايسته ( ! ) بتواند دنباله كارهاى او را بگيرد و طرحهاى باقىماندهء وى را به اجرا در آورد تا آرزوى قلبى معاويه را كه چيزى جز همان دفن كردن نام پيغمبر و در نتيجه دفن اسلام و عدالت و آزادى نيست ، انجام دهد و به آن جامهء عمل بپوشاند . ارادهء معاويه براى تعيين جانشين خويش حتمى است و نامزد اين كار هم جز يزيد فرزند او نخواهد بود ، اما آيا يزيد شرايط احراز اين مقام را دارد تا معاويه وى را براى جانشينى از خود تعيين كند و از مردم براى او بيعت بگيرد ؟ جواب اين پرسش منفى است ، زيرا يزيد نزد همگان به بدنامى مشهور است و همه كس از او به زشتى ياد مىكند ، اما با اين حال اين مشكلى نيست كه براى پسر بوسفيان غير قابل حل باشد .