شهيد سيد عبد الكريم هاشمى نژاد
89
درسى كه حسين ( ع ) به انسانها آموخت ( فارسي )
معاويه با آن همكاران ننگينى كه در سراسر كشور دارد مىتواند هر عملى را انجام دهد و هر خيانتى را مرتكب گردد ؛ همكاران پستنهادى كه براى حفظ پست و مقام خود و رسيدن به قدرت و ثروت بيشتر ، كثيفترين و شرمگينترين كارها را انجام مىدهند و اتفاقا داستان جانشينى يزيد و خلافت او از همين جا شروع مىشود . ابن اثير مىنويسد : « معاويه اراده كرد مغيرة بن شعبه را كه از جانب وى در كوفه حكومت مىكرد از مقامش عزل كند و ديگرى را به جاى وى بگمارد . مغيره كه از اين تصميم آگاه شده بود ، فكر كرد كه مسئوليت تازه و خدمت نوى براى خود در كوفه بتراشد تا بدين وسيله بتواند سمت خود را براى مدتهاى طولانى همچنان حفظ كند . به دنبال اين فكر ، با خود گفت : چه بهتر كه داستان ولايتعهدى يزيد را طرح كنم و مسئوليت بيعت گرفتن از مردم كوفه را خود بر عهده بگيرم تا بتوانم از اين راه به آرزويم دست يابم و بر خر مراد همچنان سوار باشم . براى اجراى اين نقشه بلافاصله به شام آمد و يكسره نزد يزيد رفت و به وى چنين گفت : « بزرگان اصحاب رسول خدا و زورمندان قريش و صاحبان عمر آنها از جهان رفتند و تنها فرزندان آنها باقى ماندهاند و تو ( اى يزيد ) افضل آنها و بهترينشان هستى از نظر رأى و فكر ، و داناتر از تمام آنها مىباشى به سنت و سياست و من نمىدانم چه چيز امير المؤمنين ( معاويه ) را مانع شد از اين كه براى تو به خلافت بيعت بگيرد . يزيد گفت : آيا تو فكر مىكنى بيعت گرفتن براى جانشينى من عملى باشد و به پايان برسد ؟ مغيره گفت : آرى . . . » « 1 » پس از اين گفتگو ، هر دو نزد معاويه رفتند و قضيه را با او در ميان گذاشتند . معاويه به مغيره گفت : اكنون به كوفه برگرد و در اين باره با دوستان و ياران خود مشورت كن تا دستور من برسد . مغيرة كه تا اينجا خود را موفق ديد ، نقشهء خويش را دنبال كرد . به كوفه آمد و جمعى از خدا بىخبران و دوستان بنى اميه را خواست و داستان ولايتعهدى و گفتگوى خود با معاويه را با آنها در ميان گذارد و از آنان براى يزيد بيعت گرفت و آنگاه ده نفر از آنها را به رهبرى فرزندش موسى به شام فرستاد تا خوش خدمتى مغيره را نسبت به خاندان بنى اميه نزد معاويه بازگو كنند و او را براى اعلام عمومى اين تصميم تشويق نمايند و به هر يك از آن ده نفر در برابر اين كار سى هزار درهم داد . آنها بر معاويه وارد شدند و موسى فرزند مغيره جريان بيعت آنها را با
--> ( 1 ) - كامل ، ج 3 ، ص 349 .