شهيد سيد عبد الكريم هاشمى نژاد

87

درسى كه حسين ( ع ) به انسانها آموخت ( فارسي )

عداوتهاى تيره‌اى بود ؟ و آيا بين اين دو از نظر هدف ارتباطى وجود داشت ؟ يا مستقل و جدا از يكديگر تعقيب مىشدند ؟ نويسنده معتقد است كه انگيزهء زادهء هند در انجام اين دو كار دست يافتن به مقاصد شوم و خطرناكى بود و نمىتوان عامل اين دو كار را تنها همان دو علت نسبتا سادهء بالا دانست . از نظر من ، انگيزهء واقعى معاويه اين بود كه مىديد واسطهء بين پيغمبر و مردم در تعليم حقايق و فرامين عاليهء اسلام خاندان على عليه السّلام هستند . طبيعى است كه اگر آن دودمان فضيلت واسطهء بين مردم و مقام نبوت و الهام دهندهء اسلام و تعاليم آن باشند ، بدون ترديد امت با چهرهء حقيقى آن مكتب آسمانى آشنا خواهد گشت و در آن صورت ديگر اجتماع سر سازش با ستم و ستمگر نخواهد داشت و اجازه نمىدهد تا دزدان سر گردنه‌هاى ديروز و صناديد شرك و گناه در پناه تظاهر به اسلام و حمايت از قرآن امروز در قيافهء اسلام پناهى ظاهر گردند و با استفاده از اين ماسك ، به هستى و حقوق ميليونها انسان خيانت كنند ؛ و با خاطرى آسوده بر گردهء مردم سوار باشند . معاويه و هر ستمگرى مانند او از چنين اسلامى كه همان اسلام واقعى است سخت در وحشتند ، زيرا در چنين محيط اسلامى ديگر جايى براى معاويه‌ها باقى نخواهد ماند . اما اگر اين واسطه حذف شود و ديگر امت ، خاندان على را نشناسد و اسلام را از آن دودمان پاك نگيرد و به جاى آنها بنى اميه واسطه شوند و نظرهاى پيغمبر را براى مردم بيان كنند ! و اسلام را - و يا به تعبير صحيح‌تر چيزى را به نام اسلام - با اجتماع الهام دهند ، ديگر آن اسلام براى معاويه و هيچ ستمگرى خطرناك نيست . آن اسلام از نظر معاويه و همهء جباران همان اسلام دوست‌داشتنى و جالب است كه مانند پلى است و براى تسلط هر چه بيشتر بر مردم در اختيار ستمگران قرار دارد . اين اسلام مانند مومى در دست جبّاران است كه نه معاويه از آن احساس خطر مىكند و نه هيچ ديكتاتور و خونخوار ديگرى . آرى ، به خاطر اين حساب است كه مىبينيم معاويه ، همان شيطان حيله گر ، براى دست يافتن به مقصود كثيف خود ابتدا يك « زاپاس » قلابى و ساختگى از خاندان بنى اميه مىسازد و با كمك راويان پليد و بىايمان حديث ، احاديثى را به دروغ و جعل در مدح و ستايش بنى اميه از رسول خدا نشر مىدهد و با دستيارى طرّاحان فرهنگ و گردانندگان منبر و محراب آن روز ، همان احاديث ساختگى و خوراكهاى مسموم را در مكتب خانه‌ها و در هنگام ايراد خطابه به خورد كودكان و مردم آن عصر مىدهد تا از اين راه محبوبيت مذهبى و نفوذ معنوى و قداست براى دودمان