شهيد سيد عبد الكريم هاشمى نژاد
62
درسى كه حسين ( ع ) به انسانها آموخت ( فارسي )
بوده است « 1 » . نماز جمعه در چهار شنبه ! يكى از مواردى كه به خوبى نشان مىدهد معاويه در صورت لزوم مقدسات مذهبى را به بازى مىگرفت و از اسلام و مقررات آن تنها به منظور تحكيم موقعيت و حكومت خود و رسيدن به مقاصد شوم خويش بهره بر مىداشت ، نماز جمعهاى است كه وى آن را در روز چهار شنبه انجام داد . مسعودى در اين باره مىنويسد : « كار اطاعت مردم از معاويه به جايى رسيده بود كه در هنگام رفتن به جنگ صفين ، نماز جمعه را در روز چهار شنبه انجام داد » . « 2 » اكنون شما قضاوت كنيد ، آيا ممكن است اين عمل از فردى صادر شود كه در دل نسبت به اصول اسلامى و مبانى آسمانى آن معتقد باشد ؟ آيا انجام اين كار نشانگر آن نيست كه معاويه اسلام و مقررات آن را تنها به منزلهء پلى مىپنداشت كه بايد براى دست يافتن به هدف و تحكيم موقعيت خود از آن استفاده كرد ؟ آرى ، معاويه به نماز جمعه و به آنچه اسلام دربارهء شرايط و مقررات آن بيان كرده است ، كارى ندارد . شرايط سياسى ايجاب مىكرد كه او در آن روز كه چهار شنبه بود مردم را جمع كند و مطالب لازمى را كه در راه موفقيت وى در جنگ ضرورى بود ، به اطلاع آنها برساند . پس چه بهتر كه براى به دست آوردن اين مقصود از نماز جمعه استفاده كند ! حالا نماز جمعه را نمىتوان در روز چهار شنبه خواند و اين عمل از نظر اسلام غير جايز و بدعت است . اينها مطالبى است كه از نظر معاويه و معتقدات قلبى او اصولا مطرح نيست . زد و بندهاى سياسى سومين موردى كه معاويه ماهيت معتقدات خويش را در آنجا آشكار مىسازد و نشان مىدهد كه هدف اصلى او تنها به دست آوردن حكومت و قدرت است از هر راهى كه باشد ، معاملهاى است كه وى با عمر و عاص انجام داد . مسعودى مورخ مشهور مىنويسد : « معاويه
--> ( 1 ) - براى اطلاع از متن نامهء معتضد در اين باره و دلايل محكمى كه وى براى لزوم لعن بر معاويه و ابراز تنفر و انزجار از او اقامه كرد ، ر . ك : تاريخ طبرى ، ج 5 ، ص 620 . ( 2 ) - مروج الذهب ، ج 3 ، ص 41 .