شهيد سيد عبد الكريم هاشمى نژاد

61

درسى كه حسين ( ع ) به انسانها آموخت ( فارسي )

آن عداوت سر چشمه نمىگرفت . به اين دليل كه اگر اين تصميم از آنجا ناشى بود آنها مىبايست فرمان دهند تا مردم تمام افراد بنى اميه را لعن كنند نه تنها معاويه را ، و اگر تصور شود كه هدف آنها لكه دار نمودن و ننگين ساختن همهء بنى اميه بود ، ولى مفاسد اخلاقى و اعتقادى معاويه و كارهاى ننگينى كه وى در دوران حكومت خود انجام داده بود ، بهانه‌اى به دست مأمون و معتضد داد تا زهر عداوت قبيله‌اى خود را تنها بر وى بريزند ، مىگوييم اين تصور بىجاست ، زيرا اگر معايب و مفاسد معاويه تنها بهانه‌اى براى آنان بود ، اين بهانه دربارهء فرزند او يزيد بيشتر و روش زندگى او از پدر ظاهرا ننگين‌تر بود و به خصوص شهادت حسين ابن على عليه السّلام به دست وى و به فرمان او خود كافى بود كه بهترين و منطقىترين بهانه را در دسترس مأمون و معتضد قرار دهد تا آنها بتوانند با استفاده از اين بهانه لعن يزيد را با مشكلاتى كمتر و دردسرى آسانتر شايع سازند . آرى ، اين شواهد گواهى مىدهد كه مأمون و معتضد از نيّات شوم معاويه و هدفهاى پنهانى او و نقشه‌هايى كه وى براى ريشه كن ساختن اساس اسلام در دل داشت به خوبى مطلع بودند . عجيب‌تر از همه اين كه ديگران مانند عبد اللّه بن سليمان و يوسف بن يعقوب كه در صدد بودند تا با طرح نقشه و چاره‌انديشى به هر ترتيبى كه شده معتضد را از اين تصميم بازدارند ( و بالاخره هم موفق شدند ) به خود اجازه ندادند در ماهيت قضيه ترديد كرده و در دلائلى كه معتضد براى لزوم لعن بر معاويه و ابراز تنفر از وى طبق موازين اسلامى اقامه كرده بود ، شك كنند و آنها را رد نمايند . با آن كه آنان از تمام امكانات براى منصرف ساختن معتضد استفاده كردند ، تا آنجا كه يوسف از سادات و طالبين كه عليه معتضد قيام مىكردند و در شمار دشمنان سخت حكومت وى بودند ، سخن به ميان مىآورد و آنان را مورد تمجيد قرار مىدهد و صريحا مىگويد : « بسيارى از مردم به سوى آنها متمايلند » تا شايد از اين راه معتضد را از شورش بترساند . يوسف كه تا اين حد براى جلوگيرى از اشاعهء لعن بر معاويه كوشش مىكند و آن گونه در برابر خليفه ! جسارت و جرأت مىورزد ، با اين حال حتى يك جمله دربارهء ماهيت قضيه سخن نگفته و در ابطال دلايل معتضد كه بر لزوم لعن بر معاويه اقامه كرده بود ، حرفى به ميان نمىآورد . و اين موضوع خود يك گواه روشن است بر آن كه دلايل معتضد غير قابل انكار