شهيد سيد عبد الكريم هاشمى نژاد
55
درسى كه حسين ( ع ) به انسانها آموخت ( فارسي )
در نظر داشت كه معاويه مردى نبود كه پس از موفقيت به آن شرايط عمل كند ، همانگونه كه خود پس از انجام صلح هنگام ورود به كوفه ضمن اولين خطبهاى كه خواند اين حقيقت را بىپرده بيان داشت و گفت : « تمام شرايطى را كه با حسن بن على كردم زير قدم من است » « 1 » . يعنى به هيچ يك از آنان عمل نخواهم كرد ؛ و آينده هم اين واقعيت را به خوبى نشان داد . زيرا معاويه پس از صلح و هنگامى كه خاطرش از جانب امام دوم تا حدود زيادى مطمئن گرديد ، با نهايت كوشش در صدد بر آمد به آمال و آرزوهاى شيطانى خويش برسد و به نقشههاى شوم خود يكى پس از ديگرى جامهء عمل بپوشاند ، ولى چون وجود امام مجتبى عليه السّلام با آن نسبت و نزديكى كه با پيامبر اسلام داشت و محبوبيت و نفوذ معنوى خاصى كه در بين مردم دارا بود ، مانع بزرگى بود و اجازه نمىداد كه وى آزادانه و مطمئن بتواند به هدفهاى ضدّ اسلامى خويش دست يابد ، از اين نظر تصميم گرفت اين تنها مانع را از ميان بردارد و به دنبال اين فكر با وعدههاى شيطانى خود كه به يكى از زنان آن حضرت به نام جعده داد ، آن بزرگوار را توسط وى مسموم ساخت . « 2 » اكنون كشور پهناور اسلامى با تمام قدرت و نيروى خود در اختيار معاويه است . بدون آن كه هيچگونه مانع و رقيبى در برابر خود بيابد . اين است شرايط دردناك كشور تا هنگام شهادت امام مجتبى عليه السّلام . باز در تعقيب اين شرايط هستيم تا ببينيم چگونه بارور گرديد و چه ميوههاى تلخى را براى جهان اسلام و انسانيت به بار آورد .
--> ( 1 ) - ناسخ التواريخ ، ج 1 ، ص 229 . ( 2 ) - كامل ، ج 3 ، ص 315 - البداء و التاريخ ، ج 6 ، ص 5 .