شهيد سيد عبد الكريم هاشمى نژاد

44

درسى كه حسين ( ع ) به انسانها آموخت ( فارسي )

خواهيد كرد ؟ ! چگونه به گفتارتان اطمينان پيدا كنم با آن كه به شما اعتماد ندارم با اين حال ، اگر راست مىگوييد ، موعد ما لشكرگاه مدائن باشد . به سوى آنجا رهسپار شويد . « 1 » به دنبال اين فرمان ، آن حضرت هم به سوى مدائن حركت نمودند . اما در بين راه جمعى از خيانتكاران كه در ظاهر در شمار سربازان آن بزرگوار هم بودند ، براى غارت وارد خيمه‌گاه وى شدند و همه چيز حتى رداء و سجاده‌اى را كه در زير پاى آن حضرت قرار داشت ، ربودند ، ولى ( به علت بيدارى به موقع و مراقبت جمعى از شيعيان ) نتوانستند به جان آن بزرگوار آسيبى وارد سازند . امام مجتبى عليه السّلام به راه مدائن ادامه داد . در ميانهء راه مردى از خوارج به نام « جراح بن سنان » به ايشان حمله كرد و با خنجر بر ران آن بزرگوار جراحت سختى وارد آورد . سپس جمعى از ياران خاصّ حضرت ايشان را با آن حال به مدائن آوردند . ولى با كمال تأسف ، هنگامى كه آن بزرگوار به مدائن رسيدند ، مشاهده كردند بسيارى از كسانى كه خود قبلا گفته بودند ما فرمانبردار شما هستيم ، به آنجا نيامده‌اند و خلاف وعده كرده‌اند . در آن لحظه باز آن حضرت مردم را به خاطر پيمان‌شكنيهايشان سخت مورد سرزنش قرار داد و چنين فرمود : « غدرتمونى كما غدرتم من كان قبلى مع اى امام تقاتلون بعدى ؟ ! مع الكافر الظالم الذي لا يؤمن بالله و لا برسوله قط و لا اظهر الاسلام هو و بنو اميّه الا فرقا من السيف و لو لم يبق لبنى امية الا عجوز درداء لبغت دين اللّه عوجا هكذا قال رسول الله « 2 » ؛ پيمان خود را با من در هم شكستيد و به من خيانت كرديد ، چنان كه خيانت نموديد با امامى كه پيش از من بود . به رهبرى كدام امام پس از من جنگ خواهيد كرد ؟ ! آيا به رهبرى آن كافر ستمگر كه هيچ‌گاه به طور واقع به خدا و پيامبر او ايمان نياورد و اظهار اسلام ننمود [ مقصود معاويه است ] او و ديگر از بنى اميه مگر براى فرار از شمشير ، اين بنى اميه‌اى كه اگر باقى نماند از آنان مگر يك پير زن ، هرآينه بر دين خدا اعوجاجى وارد خواهد آورد ، اين گونه فرمود فرستادهء خداوند يعنى پيامبر اسلام » . اين اوقات سخت‌ترين روزهاى حكومت حضرت مجتبى عليه السّلام بود ، زيرا حوادث ناگوار - كه

--> ( 1 ) - ناسخ التواريخ ، ج 1 ، ص 209 . ( 2 ) - همان ، ج 1 ، ص 209 .