شهيد سيد عبد الكريم هاشمى نژاد
287
درسى كه حسين ( ع ) به انسانها آموخت ( فارسي )
مردان فداكار آن مظلوم كشته شدهاند و بعد از قتلشان هم نهضت عظيمى برپا گرديده است . تاريخ عاشورا كاملا نشان مىدهد كه هيچ يك از شهيدان كربلا عمدا خود را به كشتن نداد ، يعنى هر يك از كشتهشدگان را دشمنان بر سر آنان تاخته و مظلومانه از پاى در آوردهاند و به اندازهء مظلوميّتشان بر عظمت و بزرگى اسلام افزوده شد . ولى شهادت حسين عليه السّلام از همه مهمتر بود و از روى دانش و بصيرت و سياست انجام گرفت و اين شهادت و شهامت در تاريخ بشريت نظير ندارد . حسين عليه السّلام مدتها بود كه خود را آمادهء پيكار كرد و در انتظار چنين روزى دقيقه شمارى مىكرد و مىدانست كه زنده ماندن نام جاويدان اسلام و قرآن ، مستلزم آن است كه او را شهيد كنند و با خون مقدسش درخت اسلام آبيارى شود . مصائبى كه حسين عليه السّلام در راه احياى دين جدش بر خود وارد ساخت ، بر شهيدان پيش از او برترىاش داد و بر هيچ يك از گذشتگان چنين مصائبى وارد نيامده است . اگر چه گفته مىشود كه ديگران هم در راه ديانت اسلام جان دادند ، ولى به وضع حسين كه جان شيرين خود و فرزندان عزيز و برادران و برادرزادگان و دوستان و خويشاوندان و مال و عيال خود را در راه ديانت اسلام داده ، نبوده و اين مصائب به طور ناگهانى و غير منتظره به وقوع نپيوسته است كه در حكم يك واقعهء غير منتظره بوده باشد ، بلكه به مرور زمان و يكى پس از ديگرى رخ داده است . در تاريخ دنيا ، هجوم اين گونه مصائب پىدرپى مخصوص حسين عليه السّلام است . اين است كه به مجرد اين كه حسين شهيد گرديد و زن و فرزند او را اسير كردند و آن پيشامدهاى دردانگيز پيش آمد ، يك مرتبه قبايح و فجايع اعمال بنى اميه ظاهر شد و يك مرتبه جنبش و نهضت عظيمى در مسلمانان پيدا و عليه ( حكومت ) يزيد و آل اميه قيام كردند و بنى اميه را مخرّب اسلام دانستند و آنها را ظالم و غاصب ناميدند و بر عكس ، بنى هاشم را مظلوم و شايستهء خلافت دانسته ، حقيقت اسلام را در آنها شناختند . از اين به بعد مسلمانان نوينى به وجود آمدند و روحانيّت اسلام را رونقى تازه دادند ؛ مسلمانانى كه جنبهء روحانيت اسلام را به يكباره فراموش نموده بودند ، با يك جنبش روشن به دنبال حق و حقيقت رفتند و نهضتهاى عظيم اسلامى شروع شد و دنبالهء آن تا به امروز امتداد يافت و روز به روز واقعهء بزرگ كربلا اهميت و درخشندگى بيشترى يافت .