شهيد سيد عبد الكريم هاشمى نژاد

288

درسى كه حسين ( ع ) به انسانها آموخت ( فارسي )

مهمترين اثر اين نهضت اين بود كه رياست روحانى كه در عوالم سياست داراى اهميت شايانى داشت ، مجددا به دست بنى هاشم افتاد و به ويژه در بازماندگان حسين عليه السّلام مسلم گرديد . چندى طول نكشيد كه ( حكومت ) ظلم و جور معاويه و جانشينان او منهدم شد و در كمتر از يك قرن قدرت از بنى اميه سلب گرديد . منهدم شدن ( قدرت ) از بنى اميه به قسمى شد كه امروز نام و نشانى از آنها نمودار نيست و اگر در متن كتب تاريخى نامى از اين قوم ذكر شده ، در تعقيب آن هزاران نفرين و ناسزا هم نوشته شده و اين نيست ، مگر به واسطهء قيام حسين و ياران با وفاى او . مىتوان ادعا نمود كه تا به امروز تاريخ بشريت نظير چنين شخص مآل‌انديش و فداكار را به خود نديده و نخواهد ديد . هنوز اسراى حسين عليه السّلام نزد يزيد نرسيده بودند كه علم خون خواهى حسين عليه السّلام بر افراشته شد و نهضت عظيمى عليه يزيد آغاز گرديد . مظلوميت حسين عليه السّلام بر همه ثابت شد و پرده از روى نيّات و جنايات بنى اميه برداشته شد و كار به جايى رسيد كه خاندان و حرم‌سرايان يزيد زبان شماتت بر او دراز كردند و با اين كه ممكن نبود نام حسين و خاندان على عليه السّلام در اطراف و جوانب يزيد به نيكويى برده شود ، پس از اين واقعه در « پايتخت » يزيد ، همه جا صحبت از مظلوميت حسين و ياران او بود و خاندان على عليه السّلام را به تقديس و عظمت ياد مىكردند و با اين كه يزيد ياراى شنيدن چنين كلماتى را نداشت ، جز سكوت چاره‌اى نديد و براى تبرئه نمودن خود قصور و گناه را به امراى خود نسبت داد و گفت : خدا لعنت كند پسر مرجانه را زيرا من به او دستور دادم كه اگر مىتواند از حسين عليه السّلام بيعت بگيرد ، نه اين كه او را شهيد نمايد « 1 » و از بس مدح و ثناى حسين عليه السّلام را پس از واقعهء كربلا شنيد ، روزى گفت : « ( حكومت ) حسين بر من گواراتر بود ، نسبت به اين عظمت و تقدّسى كه آل على و بنى هاشم ياد مىشوند » . بالاخره پيروان حسين عليه السّلام از اين نهضتهاى پىدرپى فايدهء ثمربخشى حاصل نمودند و بر عظمت و قوت بنى هاشم افزوده شد و طولى نكشيد كه ( حكومت ) وسيع بنى اميه منقرض گرديد و به قسمى آنها را از ميان برداشتند كه حتى نام و نشانى از آنها باقى نماند . فقط چند نفرى از آنها يكى پس از ديگرى ، در اندلس حكومت مىكردند . امروزه از آن ( قدرت ) و جاه و غرور يك نفر - و لو اين كه گمنام باشد - پيدا نمىشود و اگر

--> ( 1 ) - اين گفتار يزيد بر خلاف واقع و تنها نيرنگى به منظور تبرئه خود از نظر افكار عمومى بوده است . به بحث ما در اين باره به متن كتاب مراجعه شود .