شهيد سيد عبد الكريم هاشمى نژاد

277

درسى كه حسين ( ع ) به انسانها آموخت ( فارسي )

امام على بن ابى طالب و فرزند معصومش حضرت حسن عليه السّلام به حكميّت و صلح در برابر معاويه تن در دادند ، اما نه تنها براى حفظ جان خود و يا خون مسلمين ، بلكه به اين علت كه در شرايط خاصى قرار گرفته بودند كه اگر كشته مىشدند ، پيروزى باطل بر حق و ظلم و خفقان بر عدالت و آزادى حتمى بود . شرايطى كه از ريختن خون آنها در آن شرايط چيزى جز سقوط قطعى اسلام و هموار كردن راه براى حكومت دائمى كفر و الحاد بنى اميه ثمرى ديگر به دست نمىآمد . اين يك حقيقت است و ما آن را ( با استفاده از شواهد قطعى و مدارك مسلم ) در بحث مربوط به اسرار صلح امام مجتبى عليه السّلام نگاشتيم . آن دو احتمالى كه اين مفسّر بزرگ پس از طرح اين مطالب براى پاسخ از اين پرسش كه « چرا حسين عليه السّلام به سوى كوفه رفت با آن كه مىدانست كشته مىشود » داد ، بسيار بهت‌انگيزتر و حيرت‌آورتر از توجيهاتى است كه نامبرده دربارهء صلح حديبيه و داستان حكميت و مصالحهء امام مجتبى عليه السّلام نموده است . اين بزرگمرد پاسخ اول خود را اين گونه بيان مىكند كه : « حسين بن على عليه السّلام فكر مىكرد مردم كوفه او را نمىكشند ، زيرا او پسر پيغمبر است » . ما نمىدانيم مرحوم طبرسى با آن همه عظمت و مقامى كه دارند ، چگونه به خود اجازه دادند چنين احتمالى را بدهند با آن كه رهبر آزادگان حسين عليه السّلام از همان ابتداى كار بارها از شهادت خود سخن گفت و از مرگ خويش خبر داد . آيا مىتوان آن همه مدارك و شواهد را در اين باره ناديده گرفت ؟ فرزند معصوم امير المؤمنين عليه السّلام هنگامى كه در مدينه كنار قبر پيغمبر ، از خدا مىخواهد راهى را كه خشنودى او در آن راه است در برابر وى قرار دهد ، جدّ بزرگوار خويش را در خواب مىبيند كه به او مىفرمايد : « حبيبى يا حسين ! كانى أراك عن قريب مرملا بدمائك ، مذبوحا بارض كرب و بلا . . . » آن بزرگوار از خواب بر مىخيزد و آن را براى خاندان خود بازگو مىكند ، در حالى كه آيندهء كارش ديگر براى او روشن است . دومين موردى كه حسين عليه السّلام در آن از شهادت خود خبر داد ، هنگامى بود كه مىخواست از مدينه حركت كند . در آنجا ام سلمه به او گفت : از مدينه خارج مشو ! زيرا من از پيغمبر خدا شنيدم كه مىفرمود : فرزندم حسين را در عراق مىكشند . . . حضرت در پاسخ وى چنين گفت : « يا اماه و انا و الله اعلم ذلك و انى مقتول لا محالة و