شهيد سيد عبد الكريم هاشمى نژاد

278

درسى كه حسين ( ع ) به انسانها آموخت ( فارسي )

ليس لى من هذا بدّ و إنّي و الله لأعرف اليوم الذي اقتل فيه و اعرف من يقتلنى و اعرف البقعة التى ادفن فيها و انى اعرف من يقتل من اهل بيتى و قرابتى و شيعتى » مورد سوم - كه حسين بن على عليه السّلام در آن ، باز از پايان كار خويش سخن گفت . هنگام وداع با قبر پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله و سلم بود . در آنجا ضمن خطابى كه به جدّ بزرگوارش دارد ، چنين مىگويد : « . . . و اخذت بالعنف قهرا ان ابايع يزيد بن معاوية شارب الخمور و راكب الفجور فان فعلت كفرت و ان ابيت قتلت . . . » . و از همه صريح‌تر خطبه‌اى است كه آن بزرگوار در روز هفتم ذى الحجّه در مكه مىخواند . در آنجا از همان ابتدا سخن از مرگ به ميان مىآورد و مىگويد : « . . . خط الموت على ولد آدم » . تا آنجا كه اضافه مىكند : « كانى باوصالى يتقطعها عسلان الفلوات بين النواويس و كربلا فيملان منى اكراشا جوفا و اجربة سغبا . . . » حسين بن على عليه السّلام در اين خطبه نه تنها از مرگ و شهادت خويش با روشن‌بينى خاصّى خبر مىدهد ، بلكه در پايان آن ، انسانهاى آزادهء اجتماع را هم به جانبازى و فداكارى در راه خويش و اهداف آسمانى و بزرگى كه در پيش دارد دعوت مىكند و مىگويد : « . . . من كان باذلا فينا مهجته و موطنا على لقاء الله نفسه فليرحل معنا » . آرى ، اينها مواردى است كه فرزند پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله و سلم در آنجا با صراحت از شهادت و مرگ خويش خبر مىدهد . با اين حال ، آيا جاى شگفت نيست اگر گفته شود : « حسين عليه السّلام ، تصور مىكرد مردم كوفه او را نمىكشتند چون او فرزند دختر پيغمبر است » . مسألهء ديگرى كه در اينجا قابل توجه است ، اين است كه اگر ما از تمام اين مدارك چشم بپوشيم و بر فرض محال بگوييم كه حضرت حسين عليه السّلام هنگام حركت به سوى كوفه گمان مىكرد كه مردم او را نمىكشند ! آيا با شنيدن خبر شهادت مسلم بن عقيل عليه السّلام در كوفه يا تا شب عاشورا و يا صبح آن روز هم حسين عليه السّلام همچنان به گمان خود باقى بود ؟ و ديدن آن همه شواهد و حوادث در آن سرزمين كافى نبود كه آن حضرت را به شهادتش مطمئن سازد ! و اگر حركت حسين عليه السّلام از مدينه و مكه به سوى عراق با آن كه مىدانست كه كشته مىشود مصداق ( وقوع نفس در هلاكت باشد ) ، پس مىبايست حد اكثر آن حضرت در روز عاشورا ( كه تمام قراين به طور قطع به مرگ او و ياران وى گواهى مىداد ) در برابر يزيد تسليم گردد تا جان خويش را از