شهيد سيد عبد الكريم هاشمى نژاد
271
درسى كه حسين ( ع ) به انسانها آموخت ( فارسي )
را تجويز كرده ( مانند جنگهايى كه ديگران تجويز مىكنند ، بدون آن كه بخواهيم در ماهيت اين نمونه پيكارها وارد شويم ) حد اقل شركتكننده 50 درصد احتمال خطر مىدهد . ولى آيا استقبال از اين گونه خطرها از نظر اسلام « وقوع در هلاكت » است ؟ قطعا نه ، زيرا در مورد جهاد ( كه اساس آن بر فداكارى و جانبازى است ) مصالح واقعى و حقيقى بزرگى وجود دارد كه دست يافتن به آنها جز از راه استقبال از خطر و مرگ عملى نيست . دست زدن به كارى كه پايان آن كشته شدن و يا مردن است ، هنگامى مصداق « وقوع در هلاكت » و خودكشى است كه منافع عظيمى از نظر عقل و منطق ضرورت آن را ايجاب ننمايد . در قرآن ، در موضوع جهاد و پيكار با كفار ، دو نمونه از آيات به چشم مىخورد . دستهء اول - آيات فراوانى است كه در آن از كسانى كه براى حفظ جان خويش و زيستن بيشتر در اين جهان از حمايت اسلام و پيامبر بزرگ آن خوددارى مىكنند و با عذرهاى غير واقعى و تراشيدن بهانههايى از شركت در پيكار سر بر مىتابند ، سخت نكوهش گرديده و وعدهء عذاب داده شده است . خداوند دربارهء آنهايى كه در علاقه به جهاد تظاهر مىكردند ولى پس از آن كه دستور الهى در اين باره نازل مىگرديد دچار اضطراب و نگرانى مىشدند و براى « ترس از مرگ » آن حكم را مورد اعتراض قرار مىدادند ، مىفرمايد : « أَ لَمْ تَرَ إِلَى الَّذِينَ قِيلَ لَهُمْ كُفُّوا أَيْدِيَكُمْ وَ أَقِيمُوا الصَّلاةَ وَ آتُوا الزَّكاةَ فَلَمَّا كُتِبَ عَلَيْهِمُ الْقِتالُ إِذا فَرِيقٌ مِنْهُمْ يَخْشَوْنَ النَّاسَ كَخَشْيَةِ اللَّهِ أَوْ أَشَدَّ خَشْيَةً وَ قالُوا رَبَّنا لِمَ كَتَبْتَ عَلَيْنَا الْقِتالَ لَوْ لا أَخَّرْتَنا إِلى أَجَلٍ قَرِيبٍ قُلْ مَتاعُ الدُّنْيا قَلِيلٌ وَ الْآخِرَةُ خَيْرٌ لِمَنِ اتَّقى وَ لا تُظْلَمُونَ فَتِيلًا » « 1 » . در مورد ديگر ، خداوند هنگام مقايسهء مسلمانانى كه تخلف آنها از جنگ هيچ گونه ضررى هم براى اسلام و حكومت اسلامى نداشت ، با آنهايى كه مردانه از مرگ استقبال مىكردند و با جان و مال خويش در پيشرفت تعاليم عاليهء اسلام و كلمهء توحيد فداكارى مىنمودند ، مىگويد : « لا يَسْتَوِي الْقاعِدُونَ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ غَيْرُ أُولِي الضَّرَرِ وَ الْمُجاهِدُونَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ بِأَمْوالِهِمْ
--> ( 1 ) - سورهء نساء ( 4 ) آيهء 77 .