شهيد سيد عبد الكريم هاشمى نژاد

254

درسى كه حسين ( ع ) به انسانها آموخت ( فارسي )

آيا اين غم‌انگيز نيست كه خاطره‌هاى حيات‌بخش نينوا را كه بر كالبدهاى اجتماعات مرده و ملتهاى ستمديده روح آزادى و زندگى مىدمد و حوادثى را كه در آن سرزمين عدل و آزادى واقع شد - كه هر يك عاليترين درس عزت و آزادگى و فضيلت به جهان انسانيت مىدهد - به صورت بسيار مبتذل و ذلت‌آورى ياد كنيم و ( مثلا ) به بهانهء « زبان حال ! » از قول سالار شهيدان بخوانيم « شدم راضى كه زينب خوار گردد ؟ » حسين كه خود در روز عاشورا ضمن گفتارهاى گرم و آتشين فرياد مىزد : « . . . الا و ان الدعى ابن الدعى قد ركزنى بين اثنتين بين السلة و الذلة و هيهات منا الذلة . يأبى اللّه لنا ذلك رسوله و المؤمنون و حجور طابت و طهرت و انوف حمية و نفوس ابية من ان تؤثر طاعة اللئام على مصارع الكرام ؛ اين ناپاك و فرزند ناپاك مرا بين دو كار مخيّر ساخت : يا ذلّت را بپذيرم و در برابر يزيد تسليم شوم و يا آن كه كشته شوم و به حكم شمشير تن دهم ! اما از ما خاندان پيغمبر ذلّت به دور است ؛ نه خدا براى ما ذلت مىخواهد و نه پيامبر او و نه مردان پاك دل و مؤمن و نه آن دامنهاى منزّهى كه ما را در ميان خود پرورانده است . اين دماغهاى با حميّت و انسانيت عزيز اجازه نمىدهند كه گردن جوانمردان و آزادگان اجتماع در زير طاعت و فرمان فرومايگان و بىاصالتهاى اين امت خم شود » . آيا با اين منطق سازش دارد كه ما به آن حضرت و ياران عزيزش نسبت خوارى و ذلّت بدهيم . اگر حسين عليه السّلام مىخواست بانوى قهرمان كربلا يعنى زينب خوار گردد ، در برابر يزيد تسليم مىشد و با او بيعت مىنمود ، ولى فرزند پيغمبر نه تنها براى نجات خواهر بزرگ خود از خوارى ، بلكه براى نجات اسلام و انسانها از ذلت و ننگ آن ، فداكارى عجيب و فوق طاقت بشرى را انجام داد . آرى ، گاهى سر گذشت آزاد مردان جهان و عزيزان اسلام را در مجالس سوگوارى اين گونه ياد مىكنند و گاهى هم هدف بزرگ و جهانى حسين بن على عليه السّلام را از نهضت ، تا آنجا دچار تحريف و دگرگونى مىسازند كه آن سلالهء نبوت و ياران پاك را كه برگزيدگان خدا بودند « فدائى امت گنهكار » معرفى مىنمايند و مقصد اصلى آن بزرگوار را تنها شفاعت افراد آلوده و گناهكار در قيامت مىدانند ! آيا اين كشنده نيست كه حادثهء خونين نينوا و هدف آسمانى و انسانى سالار شهيدان كه با دست حكومت يزيد بن معاويه دچار تحريف نگرديده ، بوسيلهء جمعى از دوستان نادان آن حضرت ( كه خوشبختانه تعداد آنها زياد نيست ) اين گونه دچار دگرگونى و تحريف گردد ؟ !