شهيد سيد عبد الكريم هاشمى نژاد

249

درسى كه حسين ( ع ) به انسانها آموخت ( فارسي )

امير المؤمنين على بن ابى طالب عليه السّلام بود ، به پاى خواست و سخنانى ايراد نمود . آنگاه كاروان حسينى در ميان اشك و آه مردم به شهر مدينه وارد گرديد . راهى كه اسيران پيروز در مدينه در پيش گرفت اكنون كه كاروان اسيران از سفر كوفه و شام با پيروزى كامل و نفوذ و اعتبار معنوى بر مىگردد ، آيا ديگر در مدينه هيچ گونه وظيفه‌اى بر عهده ندارند ؟ آيا آنها در اين شهر به كار و زندگى معمولى خود مىپردازند و گذشته‌هاى دردناك و تلخ را يكباره فراموش مىكنند ؟ آيا آن زنان و كودكان دربارهء فاجعهء خونين طف و كشتارها و وحشيگريهايى كه در آن بيابان دور دست انجام شد سكوت اختيار مىكنند و ديگر از آن همه مصائب دم نمىزنند ؟ نه ، قطعا اين چنين نيست . آنها هر چند اكنون به وطن برگشتند ، اما وظيفهء مهم و عظيمى بر عهده دارند كه شايد سبك‌تر از وظايفى كه در كوفه و شام انجام داده‌اند نباشد . آنها نه تنها بايد نسل حاضر و سراسر كشور را از درندگىها و غارتگرىها و جنايت‌هاى حكومت آل ابو سفيان مطلع سازند ، بلكه بايد اين حقايق جانسوز و خونين را با حفظ صورت اصلى آن به نسل‌هاى آينده اسلامى و به تاريخ بشريت تحويل دهند . آنها به خوبى مىدانند كه سكوت دربارهء اين حادثه چيزى جز امكان دادن به فرزند معاويه نيست ، تا از فرصت « گذشت زمان » استفاده كرده و آن حقايق تكان‌دهنده را دچار تحريف و دگرگونى سازد . به اين ترتيب به خوبى روشن است رسالتى كه خاندان حسين عليه السّلام در مدينه از نظر حفظ و پاسدارى نهضت بر عهده دارند ، بسيار مهم و حساس است ، اما بايد ديد اين وظيفهء بزرگ را در گوشهء مدينه و در آن شرايط سخت و خفقان‌آورى كه بر سراسر كشور حكومت مىكرد چگونه مىتوانند انجام دهند و حكومت دودمان بنى اميه را از چه راهى مىتوانند رسوا سازند ؟ ! آيا براى رسيدن به اين هدف و زنده نگه داشتن خاطره‌هاى جانسوز نينوا راهى جز استفاده از سوگوارى و عزادارى وجود دارد ؟ ! آيا جز به بهانهء اشك ريختن راه ديگرى براى شرح رسوائيها و جنايت‌هاى بنى اميه هست ؟ قطعا نه . از اينجاست كه مىبينيم اين داغديدگان آزاده پس از ورود به مدينه همواره به سوگوارى و عزادارى مشغول بودند و هر يك سعى مىكرد به نحوى خاطرهء دردناكى را از مصائب طف زنده گرداند و در بين اجتماع