شهيد سيد عبد الكريم هاشمى نژاد

248

درسى كه حسين ( ع ) به انسانها آموخت ( فارسي )

لا مثلها رزية ، أيها الناس فاى رجالات منكم يسرون بعد قتله أم اى فؤاد لا يحزن من اجله ام أية عين منكم تحبس دمعها و تضن عن انهمالها . . . يا أيها الناس اى قلب لا ينصدع لقتله ام اى فؤاد لا يحن اليه اى سمع يسمع هذه الثلمة التى ثلمت فى الاسلام و لا يعصم أيها الناس اصبحنا مطرودين مشردين مذودين و شاسعين عن الامصار . . . من غير جرم اجترمناه و لا مكروه ارتكبناه و لا ثلمة فى الاسلام ثلمناها ما سمعنا بهذا فى آبائنا الاولين ان هذا الا اختلاق و اللّه لو أن النبى تقدم اليهم فى قتالنا كما تقدم اليهم فى الوصاية بنا لما زاد و اعلى ما فعلوا « 1 » ؛ حمد خداى را كه پروردگار جهانيان و مالك روز جزا و آفرينندهء همهء مخلوقات است . . . اى مردم ! سپاس خداى را كه ما را مورد آزمايش قرار داد به مصيبتهايى بزرگ و شكافى عظيم كه در اسلام واقع شده است . همانا حسين بن على و ياران و جوانان او را كشتند و زنان و فرزندانش را اسير نمودند و سر نازنين او را بر بالاى نيزه در شهرها گرداندند ، و اين مصيبتى است كه مثل و مانند ندارد . « از مردم ! كدام يك از مردان شما پس از اين مصيبت دلشاد خواهد شد و كدام دلى است كه به خاطر آن دچار اندوه نگردد ؟ و كدام چشمى است كه از ريختن اشك خوددارى نمايد ! اى مردم ! كدام قلبى است كه شيفتهء آن حضرت نشود ؟ و كدام گوشى است كه بتواند اين مصيبت را بشنود ؟ ! « اى مردم ! ما را پراكنده ساختند و از شهرها دور نمودند . . . بدون آن كه گناهى را مرتكب شويم يا عملى ناشايست را انجام دهيم و يا رخنه‌اى را در اسلام ايجاد كرده باشيم . به خدا سوگند كه اگر رسول خدا به جاى اين كه اين جماعت را به حمايت و حراست از ما وصيت مىفرمود ، به قتال و محاربهء با ما دستور مىداد ؛ هرآينه بيش از آنچه تاكنون نسبت به ما كردند انجام نمىدادند » . امام عليه السّلام در ميان شور و هيجان شديد مردم كه با اشك و آه آنها بدرقه مىشد ، خطابهء خود را به پايان رساند . در اين گفتار ، امام زين العابدين عليه السّلام براى اولين بار جنايتهاى هولناك و وحشيگريهاى حكومت دمشق را بىپرده براى مردم مدينه روشن ساخت و دودمان بنى اميه را رسوا نمود . هنگامى كه خطبهء امام به پايان رسيد ، صعصعة بن صوحان كه از ياران با وفاى

--> ( 1 ) - لهوف ، ص 88 .