شهيد سيد عبد الكريم هاشمى نژاد

230

درسى كه حسين ( ع ) به انسانها آموخت ( فارسي )

اين زنان و فرزندانى كه توانستند با بازوهاى به ريسمان بستهء خود - و مهمتر از آن - با منطق قوى و كوبندهء خود اين گونه وضع شام را دگرگون سازند و افكار عمومى را در اختيار بگيرند ، اكنون حكومت دمشق براى تثبيت موقعيت متزلزل خويش و نجات از آن وضع انفجارآميز مىبايست به همان زنان و كودكان متوسل شود و تملق آنان را گويد تا از اين راه افكار عمومى را تسكين بخشد . براى انجام اين هدف ، فرزند معاويه زين العابدين عليه السّلام را سخت مورد نوازش قرار داد و همواره سعى كرد تا در برابر مردم با آن حضرت ظاهر شود و در كنار آن امام باشد . ابن اثير مورخ اهل سنت مىنويسد : « هيچ شب و روزى بر يزيد نمىگذشت مگر آن كه على ( امام سجاد ) را نزد خود مىخواند و با آن حضرت به سر مىبرد . » « 1 » به زنان و خاندان حسين عليه السّلام گفت : « اگر مىخواهيد در شام نزد من بمانيد ، و اگر نه به مدينه بازگرديد » اما اين زنان و كودكان كه مأموريت داشتند تا نهضت پاك و مقدس حسين را به ثمر برسانند بايد از اين پيشامد و وضع موجود هر چه بيشتر استفاده مىكردند و حكومت شام را رسواتر مىساختند . تازه افكار اجتماع بيدار شده و هنوز اول كار بود . آنها بايد اكنون كه مسير تمام حوادث در راه منافع آسمانى و انسانى آنهاست از اين فرصت بزرگ حد اكثر بهره را بردارند و فجايع هولناك طف را بيشتر و صريح‌تر به اطلاع شاميان برسانند . از اين نظر ، در پاسخ گفتند : « قبل از هر چيز ما بايد براى كشتگان خود سوگوارى كنيم . » يزيد به خوبى مىداند كه سوگوارى چيزى نيست جز بر شمردن جنايتهاى او و به رسوائى و فضيحت كشيدن وى ، اما چون اكنون زادهء معاويه در شرايط خاصى قرار گرفته ، ناچار بايد در برابر خواست آنها تسليم گردد . از اين نظر ، دستور داد تا منزل او را براى سوگوارى آماده سازند و تمام زنان قريش در آنجا جمع شوند ، زيرا كنترل آنجا آسانتر انجام مىشود ؛ سپس خاندان پيغمبر با دلهايى داغدار و چشمهايى اشك بار به سوى خانهء يزيد رهسپار شدند . كامل بهائى مىنويسد : « فلما دخلت النسوة استقبلهن نساء آل ابى سفيان و قبلن ايدى بنات رسول اللّه و بكين و اقمن الماتم ثلثة ايام « 2 » ؛ يعنى هنگامى كه زنان اسير داخل منزل

--> ( 1 ) - كامل ، ج 3 ، ص 439 . ( 2 ) - نفس المهموم ، ص 419 .