شهيد سيد عبد الكريم هاشمى نژاد
173
درسى كه حسين ( ع ) به انسانها آموخت ( فارسي )
عبد الله ، پايان اين كار بر من مخفى نيست ، ولى چه بايد كرد ! مصالح آسمانى ايجاب مىكند كه من اين راه را در پيش گيرم » . در اينجا باز فرزند پيغمبر روشنبينى خاصّ خود را نسبت به حوادث آينده با صراحت بيان نمود و فرمود من چشم بسته تسليم حوادث نمىشوم و ندانسته به سوى كوفه حركت نمىكنم . راستى شگفتانگيز است ! كسانى كه با ديد كوتاه و ناقص خود مىتوانستند آيندهء كار را حدس بزنند چرا افكار خود را به آن اصرار و سماجت و گاهى هم بر خلاف ادب و نزاكت مىخواستند بر حسين عليه السّلام تحميل كنند ؟ آنها دربارهء فرزند پيغمبر چگونه فكر مىكردند ؟ آيا تصور مىكردند آنان كه در حاشيههاى بسيار دور اين كار قرار گرفتهاند مىتوانند مآل كار را با احتمال و حدس بدانند ، ولى زادهء امير المؤمنين كه خود در متن قضيه است و بيش از همه از جوانب كار با خبر است از آيندهاى كه آنان حدس مىزدند ، بىخبر است و چشم بسته مىخواهد تسليم حوادث گردد ؟ بىجهت نيست كه مىبينيم در برابر اين گونه اظهار نظرهاى بىجا و از آينده دم زدن ! حسين عليه السّلام گاهى آن گونه آينده را بىپرده بيان مىكند كه جاى شگفت است تا همگان بدانند كه نه تنها وى از كليات حوادث با خبر است ، بلكه از همهء مسائل به خوبى آگاهى دارد ، آنجا كه مىگويد : « و اللّه لا يدعوننى حتى يستخرجوا هذه العلقه من جوفى فاذا فعلوا سلط اللّه عليهم من يذلهم حتى يكونوا أذل فرق الامم ؛ به خدا قسم ، مردم كوفه مرا نمىخوانند مگر براى اين كه خون گلوى مرا بريزند و هنگامى كه اين عمل را انجام دهند ، خداوند كسى را بر آنان مسلط مىكند كه آنها را از هر اجتماع و امتى خوارتر گرداند » . حسين مظهر عواطف و انسانيت كاروان حسينى از بطن عقبه كوچ كرد و در منزلى به نام « شراف » فرود آمد . شب را در آنجا به سر بردند و صبح در هنگام حركت ، امام فرمود تا كاروان هر چه مىتواند آب با خود بردارد ! چرا ؟ براى آن كه در اين روز ميهمانان تشنهاى بر حسين وارد مىشوند ! اين ميهمانان چه كسانى هستند كه حسين براى نجات آنها اين گونه به ياران خود اعلام آماده باش مىكند ؟ ! اينها همان مردم كوفهاند كه تحت فرماندهى حرّ بن يزيد رياحى براى نبرد عليه آن