شهيد سيد عبد الكريم هاشمى نژاد
174
درسى كه حسين ( ع ) به انسانها آموخت ( فارسي )
بزرگوار و حمايت از فرزند معاويه مىآيند ! آرى ، همان كسانى كه ديروز براى آن حضرت نامه نوشتند و آن معصوم را براى عهدهدارى مقام رهبرى و امامت به كوفه فرا خواندند ، اكنون با شمشيرهاى كشيده به استقبال آن ميهمان عزيز آمدهاند تا وى را بين دو كار مخيّر سازند : يا با يزيد بيعت كند و يا براى كشته شدن آماده شود ! حسين عليه السّلام با آن كه به طرز فكر و هدف شوم آن اجتماع به خوبى آگاه بود ، با اين حال براى نجات همين مردم از تشنگى و التهاب عطش فرمان مىدهد كاروان تا آخرين حدّ امكان با خود آب بردارد ! آرى ، از حسين كه مظهر عدل و انسانيت است ، جز اين انتظارى نيست . او فرزند رحمة للعالمين است ، او زادهء على عليه السّلام است ؛ همان كسى كه لشكر وى پس از آن كه براى نجات از تشنگى « فرات » را از محاصرهء ارتش معاويه خارج ساختند ، افسران به وى گفتند : اجازه دهيد تا ما هم مانند معاويه نگذاريم لشكر وى آب بردارند تا از اين راه كردار زشت آنان را كيفر دهيم . آن بزرگوار فرمودند : ممكن نيست چنين عملى را انجام دهم . افسحوا لهم عن الشريعة ؛ فرات را بر آنان باز بگذاريد » . حسين عليه السّلام نوهء همان پيامبر و فرزند همان على است و با اين حساب شگفتآور نيست اگر فرزند امير المؤمنين عليه السّلام با تمام امكانات خود آماده مىشود تا دشمنان خونخوار و سنگدل خويش را از يك تشنگى دردناك و كشنده نجات بخشد . طليعهء جنگ يا برخورد با حر كاروان حسين عليه السّلام در نيمهء آن روز با لشكرى مسلّح و مجهز برخورد نمود كه در رأس آن حرّ بن يزيد رياحى قرار داشت . اولين عمل انسانى و بزرگى كه فرزند پيغمبر هنگام برخورد با سپاه دشمن انجام داد اين بود كه دستور داد به تمام آنان و سپس به حيوانات و اسبهايشان آب دهند و همگان را سيراب سازند . سپس وقت نماز فرا رسيد . حسين بن على عليه السّلام از خيمه بيرون آمد تا با ياران خود نماز بگزارد . حرّ بن يزيد در آن لحظه پيش آمد و سلام كرد و گفتگوى دوستانهاى بين آنان ردّ و بدل گرديد و آن مرد پاك دل ، همراه با سپاهيانش در نماز به فرزند پيغمبر اقتدا نمود . پس از انجام نماز ، زادهء امير المؤمنين برخاست و در برابر آن جمعيت خطبهاى قاطع ايراد فرمود ؛ خطبهاى كه در آن از روش حكومت سخت نكوهش