شهيد سيد عبد الكريم هاشمى نژاد

9

درسى كه حسين ( ع ) به انسانها آموخت ( فارسي )

موجبات اصلى نهضت در اين قسمت بر آنيم تا دربارهء عواملى تحقيق و جستجو كنيم كه به طور صريح و آشكار در پيدايش واقعهء « طف » نقش داشته‌اند . از اين نظر ، بحث خود را از هنگام زمامدارى عثمان آغاز مىكنيم . اين كار نه به آن خاطر است كه بگوئيم انحراف آشكار از مقررات و حدود اسلامى تنها در حكومت عثمان شروع گرديد ، ولى در عصر ابو بكر و عمر هيچ گونه تخلف و انحراف علنى وجود نداشت ! ما معتقديم كه همهء انحرافهاى قانونى عصر عثمان اگر در زمان ابو بكر آشكار به چشم نمىخورد ، حد اقل در حكومت عمر به طور اساسى پىريزى گرديده بود و نمونه‌هاى روشنى از آن در تمام موارد ديده مىشد . اگر در عصر عمر و ابو بكر تجاوز به بيت المال و استخدام عمال آلوده و كثيف و گماشتن آنها در پستهاى حسّاس به وسعت و رسوايى زمان عثمان انجام نمىگرديد نه به آن علت است كه شيخين در مسير خود از جاده عدل و داد هيچ‌گونه انحرافى نداشتند و اين تنها عثمان بود كه قوانين اسلامى را علنا نقض مىنمود و اجراى عدالت را يكباره از ياد برده بود ! بلكه جهت و عامل آن اين است كه شيخين اجتماع سالم و تربيت‌شده‌اى را از شخصيتى همانند پيامبر عاليقدر اسلام صلّى اللّه عليه و آله و سلم ( با دسيسه بازيهايى كه انجام داده بودند ) تحويل گرفتند و آنها به خوبى مىدانستند كه جامعه‌اى اين چنين را يكباره نمىتوان به فساد كشيد . آلودگى و فساد در شئون حكومت حتى در چنان اجتماعى ممكن است راه يابد ، اما آهسته آهسته و آرام ، نه به طور دفعى و يكباره . حقيقت اين است كه آنچه عثمان در عصر خويش انجام داد ، در زمان شيخين انجام آن غير ممكن بوده است ، ولى تا آنجا كه ممكن بود ، آنها عملى ساختند . اين شيخين بودند كه درجهء انحراف را به تدريج در اجتماع تا آنجا بالا بردند كه عثمان توانست و جرأت كرد در مدت سيزده سال حكومت خويش نسبت به بيت المال و اموال عمومى و حدود و مقررات اسلامى و صحابهء نامدار و با فضيلت پيغمبر آنچه را نبايد انجام دهد و جامعه را تا آن حد به پرتگاه سقوط و نيستى نزديك سازد . براى آن كه اين حقيقت روشن گردد و دانسته شود كه چگونه پىريزى همهء قانون‌شكنيها و آلودگيها در زمان شيخين و به خصوص عمر انجام گرديد ، قسمتى از نابسامانيها و اجحافهاى حكومت دومى را كه خيلى بىپرده و صريح آنها را انجام مىداد ، در اينجا شرح مىدهيم .