مرضيه محمدزاده

1643

دانشنامهء شعر عاشورايى انقلاب حسينى در شعر شاعران عرب و عجم ( فارسي )

چو پيدا كرد در خود ياس را آب * نفهميد آن همه احساس را آب چو نوميدانه آن دم آرزو كرد لب خشكيده‌ى عباس را آب * هنوز اسطوره‌ى احساس پيداست * ميان داس‌ها آن ياس پيداست هنوز آن دورها بىدست پيداست پى آب آورى عبّاس پيداست * عجب پاييز زردى ، ياس من كو * نكشت اين غم مرا احساس من كو نمىخواهم نمىخواهم دگر آب خداوندا عمو عبّاس من كو ؟ * * * سفر : راه مانده است و پاى آبله‌دار * شن و صحرا و خشم قافله‌دار سفر اين بار ، داغدار و اسير * آه با دست و پاى سلسله‌دار روز ، سيلى و تازيانه و زخم * شب ، سياه و بلند و نافله‌دار اين طرف اشك‌هاى پاك و زلال * آن طرف خنده‌هاى مسأله‌دار سرد و ساكت به شيشه مىماند * مرد آن آسمان چلچله‌دار علقمه مانده شرمسار از خود * مىرود كاروان از او گله دار سفر آنگاه انتهايش نيست * باز راه است و پاى آبله‌دار