مرضيه محمدزاده
1642
دانشنامهء شعر عاشورايى انقلاب حسينى در شعر شاعران عرب و عجم ( فارسي )
بر آب مىرود . . . * * * معمّا : تا ابد بزرگترين معمّاى تاريخ خواهد بود اينكه تو باشى و سلسله جبال نور فقط چهارده قلّه داشته باشد بىياس ، بىعبّاس : آن مشت آب اگر به لبها مىرسيد تاريخ چه مىكرد بىعشق ؟ آن دستهاى بريده اگر نبود تاريخ چه مىكرد بىتكيهگاه ؟ باغ تاريخ چه مىشد ؟ بىياس ؟ شب تاريخ چه مىشد بىعبّاس ؟ ز جا اسطورهى احساس برخاست * درون خيمه ، عطر ياس برخاست عطش در خيمهها بيداد مىكرد پى آبآورى عبّاس برخاست * به سوى علقمه عباس مىرفت * كه موجى از غم و احساس مىرفت تمام باغ شاهد بود ، آن ياس به جنگ لشكرى از داس مىرفت *