مرضيه محمدزاده
1615
دانشنامهء شعر عاشورايى انقلاب حسينى در شعر شاعران عرب و عجم ( فارسي )
سيد ضياء الدين شفيعى سيد ضياء الدين شفيعى فرزند سيد كريم به سال 1344 ه . ش در شهر مقدس مشهد متولد شد . تحصيلات ابتدايى و متوسطه را در مشهد گذراند و سپس به تهران آمد و از دانشگاه تهران ليسانس پيرا پزشكى و سپس فوق ليسانس ارتباطات گرفت . شفيعى با انقلاب اسلامى ايران به عرصهى فعاليتهاى فرهنگى - هنرى قدم گذاشت و در سالهاى دفاع مقدس به ادبيات گرايش پيدا كرد و نخستين كتابش در سال 1372 شمسى منتشر شد . از آن پس تأليفات و تحريرات متعددى در زمينههاى مختلف شعر ، نثر ، نقد و ترجمه از او به چاپ رسيد مجموعا حدود بيست عنوان كتاب تاكنون منتشر كرده و همين تعداد نيز در حال انتشار دارد . آثار منتشر شده عبارتند از : « سرود مرد غريب » ، « انار » ، « پشت به سايهها و صداها » ، « بر گونههاى ماه » ، « سرخرويان زمين » ، « گنج پنهان » ، « افكار و انديشههاى سيد جمال الدين اسد آبادى » ، « گزيده ادبيات معاصر شماره 79 نظم » ، « گزيده ادبيات معاصر شماره 3 نثر » ، « سمت صميمانهى حيات » و . . . آثار در دست انتشار : « امام خمينى ، پدر انقلاب اسلامى » ، « سلمان و سرانجام » ( يادنامهى جامع و كامل در بزرگداشت شاعر فقيه سلمان هراتى ) ، « پروندههاى متروك » . « كفن كاغذى » . شفيعى در طول سالهاى متمادى در مراكز مختلف مسئوليتهايى داشته كه برخى از آنها عبارتند از : مسئوليت در بخش ادبيات مقاومت روزنامه سلام . مسئوليت اداره ارتباطات بنياد شهيد مركز . مسئوليت بررسى محتوايى برنامههاى صدا و سيما ، مسئوليت اداره كل روابط عمومى حوزهى هنرى و هم اكنون مسئوليت يك موسسهى غير دولتى و مدير هنرى شوراى هماهنگى تبليغات اسلامى را بر عهده دارد . - * - طوفان در سينههاى شعلهور : خورشيد سربرهنه و سرخرو در كرانهى كبود آسمان ايستاده است . خيمههاى نيم سوختهى عصمت در محاصرهى نيزارى از نيزههاى شعلهور شهوت آرامآرام رمق از كف مىدهند و در مظلوميتى بزرگ بر زمين مىافتند . شريانهاى خاك از خون ابا عبد اللّه ( ع ) جانى تازه مىگيرند ، و در اين اندوه بىمثال هيچ سنگ نيست كه سرخ نگريد و هيچ باد نيست كه تا هميشه از اين سرزمين عطش به شيون نگذارد . اين كودكان كه چنين در دشت خار و خدعه مىدوند ، غزالان باغهاى بهشتند كه از سموم مهلكه جاهليت مىگريزند و آن شيرزن كه پيامبر اندوه كربلاست فردا به تيغ ذو الفقار زبانش صبح حكومت يزيد را شام خواهد كرد . كيست كه ترديد كند عالمگير شدن نام حسين ( ع ) را از پس اين نيمروز بىمثل ؟ بگذار تا زبان على ( ع ) در كام زين العابدين ( ع ) بچرخد و طوفان كلمات در دار الامارهى بوزينهى شام در بگيرد آنوقت چشمان حيرتزده ظلم خواهند ديد رويش دوبارهى سيمرغ امامت را از خاكستر معركهى كربلا و جان گرفتن دوبارهى شمشيرها بيقرار كاروانيان شهادت را در دستان مردان افتخار آفرين فخّ . زخمى كه آن روز بر غيرت شيعه خورد و اندوهى كه از آن ظهر دهم ، سرنوشت علويان را در نورديد و تاوان آن خون كه بر