مرضيه محمدزاده
1589
دانشنامهء شعر عاشورايى انقلاب حسينى در شعر شاعران عرب و عجم ( فارسي )
مرتضى نوربخش مرتضى نوربخش در سال 1342 ه . ش در لنگرود ديده به جهان گشود . وى از شاعرانى است كه با انقلاب اسلامى رشد و نمو يافته است . تحصيلاتش را در زادگاهش به پايان رساند . نوربخش از سال 1364 شمسى همكارىاش را با مطبوعات آغاز كرد و اين همكارى و هميارى هم چنان ادامه دارد . قالب اشعارش غزل است . از او تا به حال سه مجموعه شعر به نامهاى : « باغهاى نارون » ، « سرزمين كودكى » ، « عشقهاى گمشده » چاپ و منتشر شده است وى در حال حاضر در كرج زندگى مىكند . « 1 » - * - قافلهى خورشيد : فصل شكوفه ، فصل بهاران است * فصل بلوغ گل و گلستان است فصل قيام سرخ صنوبرها * فصل شكوه لاله و ريحانست فصل اميد ، فصل خوش رويش * فصل نويد بارش بارانست از مقدم نسيم سحرگاهى * گيسوى سبز باغ ، پريشانست خورشيد با نجابت ديرينش * از پشت ابر تيره ، نمايانست در يك طرف ، بهار و همه گرمى * در يك طرف ، سپاه زمستانست فصل عبور قافلهى خورشيد * از جادههاى تيرهى دورانست دستى ، طلايهدار سرافرازىست * كآيينه دار ارزش انسانست تا لحظهى مبارك جانبازى * دامان انتظار ، گل افشانست دل را ز موج حادثه ، پروا نيست * دريا هميشه طالب طوفانست هر عاشقى كه قرعه به نامش خورد * لبّيكگوى ، عازم ميدانست هنگامهى نبرد عزيزان را * از دور ، چشم خيمه نگهبانست تاريخ ازين مناظره در ترديد * عالم ازين معامله حيران است يك سو فتاده دست علمدارست * كز او بلند ، قامت ايمانست فكر وفاى وعده چنان سبزست * كاين مير تشنه ، مشك به دندانست ! در گوش خاك ، زمزمهى تكبير * زيباترين ترانهى عرفانست شب با تمام همهمه مىتازد * اما سپيده بر سر پيمانست زخم گلوى كودك شش ماهه * در ظلمت زمانه ، درخشانست و آن سرو سر كشيدهى آزادى * افتاده در ميانهى ميدانست جسم حسين - تشنهلب تاريخ - * چون نخل نيم سوخته ، عريان است
--> ( 1 ) - غزلهاى شاعران امروز از صدر مشروطه تاكنون ؛ ص 903 .