مرضيه محمدزاده
1590
دانشنامهء شعر عاشورايى انقلاب حسينى در شعر شاعران عرب و عجم ( فارسي )
گودال از تلاطم خون عشق * بيتابتر ز شعلهى طوفانست تنها نه كربلا ، كه زمان يكسر * در زير پاى حادثه ، لرزانست * * * خاك كربلا : نيازمند درت را كرم دريغ مدار * ز اهل راه ، نشان حرم دريغ مدار اگر چه ديده اقامتگاه جمال تو نيست * بر اين رواق ، غبار قدم دريغ مدار به شبروان ، در اميّد و انتظار مبند * به خفتگان ، نفس صبحدم دريغ مدار قرين درد تو بودن ، سعادتىست بزرگ * از اين قرين غم خويش ، غم دريغ مدار دلى كه آرزوى خاك كربلا دارد * از او نظارهى باغ ارم دريغ مدار طواف كعبهى جان ، خاك كربلاى تو بود * به شادى دلم اى محتشم دريغ مدار * * * از عطش تاريخ ! : تشويش ، در كجاوهى تكرارست * اميّد ، در تهاجم حرمانست در راستاى هجرت گلها ، باز * در جنگل خزانزده بورانست بر نى ، سر مبارك آن مظلوم * سر مست از تلاوت قرآنست زينب ازين مصيبت عالمسوز * تا روز حشر ، سوخته دامانست آه اى حسين ! اى عطش تاريخ ! * شرمنده از تو آب به دورانست خورشيده پرتوى ز فروغ توست * مهتاب در نگاه تو پنهانست نام تو در جريدهى آزادى * آغاز هر نوشته و عنوانست مانند آفتاب سحر خيزست * چشمى كه در عزاى تو گريانست عشقت نه آتشىست شود خاموش * خورشيد پارهيىست كه در جانست ياد تو و حماسهى گلگونت * سرسبز چون طبيعت ايمانست