مرضيه محمدزاده

1580

دانشنامهء شعر عاشورايى انقلاب حسينى در شعر شاعران عرب و عجم ( فارسي )

عليرضا قزوه عليرضا قزوه فرزند محمد آقا به سال 1342 ه . ش در گرمسار متولد شد . تحصيلات خود را تا سطح ديپلم در زادگاهش ادامه داد و ليسانس خود را از مدرسه قضايى قم گرفت و ادامه آن را تا كارشناسى ارشد در رشته زبان و ادبيات فارسى در دانشگاه آزاد واحد تهران پىگرفت . از قزوه تاكنون مجموعه‌هاى : « از نخلستان تا خيابان » ، « شبلى در آتش » ، « اين همه يوسف » ، « عشق عليه السلام » ، « گزيده ادبيات معاصر شماره 41 » و « غزل معاصر ايران » چاپ شده است . و همچنين كتابهاى : « پرستو در قاف » كه سفرنامه حج وى است ، « دو ركعت عشق » كه خاطرات جنگ است ، « خورشيدهاى گمشده » ، كه درباره شعر معاصر تاجيكستان است . و « قدم زدن در كلمات » كه مصاحبه با شاعران مىباشد ، از ايشان منتشر شده است . عليرضا قزوه مدتى نماينده‌ى فرهنگى ايران در تاجيكستان بوده و هم اينك در سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامى مشغول به كار مىباشد . - * - نخستين كس كه در مدح تو شعرى گفت آدم بود * شروع عشق و آغاز غزل شايد همان دم بود نخستين اتفاق تلخ‌تر از تلخ در تاريخ * كه پشت عرش را خم كرد يك ظهر محرّم بود مدينه نه كه حتّى مكّه ديگر جاى امنى نيست * تمام كربلا و كوفه غرق ابن ملجم بود فتاد از پا كنار رود در آن ظهر دردآلود * كسى كه عطر نامش آبروى آب زمزم بود دلش مىخواست مىشد آب شد از شرم ، اما حيف * دلش مىخواست صد جان داشت ، اما باز هم كم بود اگر در كربلا طوفان نمىشد كس نمىفهميد * چرا يك عمر پشت ذو الفقار مرتضى خم بود ؟ * * * اذن بده يا امام ! : شور به پا مىكند خون تو ، در هر مقام * مىشكنم بىصدا ، در خود هر صبح و شام باده به دست تو كيست ؟ : طفل شهيد جنون * پير غلام تو كيست ؟ : عشق ، عليه السّلام در رگ عطشانشان ، شهد شهادت به جوش * مىشكند تيغ را ، خنده‌ى خون در ينام ساقى ، بىدست شد ، خاك ز مى مست شد * ميكده آتش گرفت ، سوخت مى و سوخت جام بر سر نى مىبرند ، ماه مرا از عراق * كوفه شود شام‌ِتان ، كوفه مرامان شام ! از خود بيرون زدم در طلب خون تو * بنده‌ى حُرّ توأم ، اذن بده يا امام ! عشق به پايان رسيد ، خون تو پايان نداشت * آنك ، پايان من در غزلى ناتمام * * * كربلا به اصل خود در رسيدن است : ابتداى كربلا مدينه نيست ، ابتداى كربلا غدير بود * ابرهاى خون فشان نينوا ، اشك‌هاى حضرت امير بود