مرضيه محمدزاده
1550
دانشنامهء شعر عاشورايى انقلاب حسينى در شعر شاعران عرب و عجم ( فارسي )
محمد حسين صادقى محمد حسين صادقى متخلص به « غلام » در سال 1339 ه . ش در « زرقان » فارس به دنيا آمد . پس از گذراندن تحصيلات ابتدايى و متوسطه در سال 1362 وارد دانشگاه شيراز شد و در سال 1367 شمسى به دريافت مدرك كارشناسى زبان انگليسى نائل آمد . صادقى با تشكيل سپاه پاسداران انقلاب اسلامى به آن نهاد پيوست و در سالهاى 1361 و 1362 به عنوان مربى پرورشى به خدمت مشغول بود . وى سپس از خدمات دولتى كنارهگيرى كرد و به روزنامهنگارى پرداخت و هم اكنون مدير انتشارات « هد هد » و صاحب امتياز و مدير مسئول هفته نامه « هدهد » است . صادقى در روزهاى آغاز دفاع مقدس در نفت شهر جرقههايى از شعر در ذهنش متجلى شد . شعرهاى او تاكنون به صورت پراكنده در نشريات منتشر شده است . وى علاوه بر سرودن شعر در زمينهى نوشتن داستان نيز فعال است . از آثار منتشر شدهى او مىتوان : « زيباترين درخت » ، « زيبا ولى شكستنى » ، « ستارهها و اشارهها » ، « جانباز كوچك » و « شبهاى آفتابى » را نام برد . - * - خورشيدهاى مهاجر : آه اى كهنه ديوار ويران * اى تو در كوفه تنها مسلمان گوش كن ! من غلام حسينم * بهر كوفه ، سلام حسينم من ، نمايندهى نور نابم * ذره هستم ، ولى آفتابم آفتابى كه در من نهان است * در تن خاكيم مثل جان است گوش كن ! حرف بسيار دارم * وقت تنگست ، پيكار دارم غربت من ، مداوا ندارد * ظرف دلتنگيم ، جا ندارد بايد اين رازها را بگويم * بايد اندوه دل را بشويم تيغ تنها ، مرا چارهگر نيست * چون ز پيغام ، برّندهتر نيست گوش كن ، گوش پيغام دارم * بر دلم داغ اسلام دارم داغ آن آفتاب مسافر * داغ خورشيدهاى مهاجر داغ آن كس كه ثقلين ناب است * او كه هم عترت و هم كتاب است داغ ميراث دار محمد ( ص ) * وارث كوله بار محمد ( ص ) داغ دارم ، دلم بيقرار است * كوفه ، اين گونه در انتظار است گر نميرم از اين زخم بر پشت * داغ اسلام خواهد مرا كشت * گوش كن ! گوش كن ! درد دارم * ترس ازين خلق نامرد دارم