مرضيه محمدزاده

1551

دانشنامهء شعر عاشورايى انقلاب حسينى در شعر شاعران عرب و عجم ( فارسي )

آه اى كهنه ديوار ويران * اى تو در كوفه تنها مسلمان آه اى ياور سايه گستر * اى به جا مانده از عهد حيدر باش محكم چو ايمان مسلم * سر مپيچان ز پيمان مسلم شيعه‌ام ، دار بر پشت دارم * نامه‌ى عشق در مشت دارم شيعه ، مظلوم تاريخ دين‌ست * شيعه ، فرياد سرخ زمين‌ست شيعه ، از مرگ پروا ندارد * ترس از تيغ دنيا ندارد شيعه در مرگ خود تولد شد * مرگ ، تاريخ ميلاد او شد ! نيست بر تيغ‌ها اعتنايم * دست پرورده‌ى مرتضايم باز هم جاهليت هويداست * جهل اين خفتگان جهل عظماست با هزار آيه ، شورا گرفتند * قتل ما را به فتوى گرفتند ! * كاش اين‌ها مسلمان نبودند * كاشكى ننگ قرآن نبودند قلبشان ، غير خاكسترى نيست * دينشان ، غير هم بسترى نيست كوفيان ، مردگانى عمودند ! * كاش مثل تو ديوار بودند حرف دارم ولى وقت تنگ است * بر سرم باز ، بازار سنگ است دردهاى دلم بىشمار است * اين كه گفتم ، يكى از هزارست وقت جنگ‌ست و پيكار دارم * آخرين حرف با دار دارم آنچه بردار ، فردا عيان‌ست * بيرق شورش شيعيان‌ست كوفه ! تكرار تاريخ ننگى * ننگ تاريخ نيرنگ و رنگى بر تو يك نام مىزيبد و بس * شهر بوزينگان مقدس « 1 »

--> ( 1 ) - كاروانى از شعرهاى عاشورايى ؛ ص 91 - 95 .