مرضيه محمدزاده
1528
دانشنامهء شعر عاشورايى انقلاب حسينى در شعر شاعران عرب و عجم ( فارسي )
ببين طاووس را درج پلنگش * هم از غيرت هم از شرم است رنگش چو گل ، عاشق ، چو شبنم شرمگين است * حديث لاله عباسى همين است به دل دارم هنوز اين آرزو را * كه بوسم حلقهى درگاه او را بخوانم با زبانهاى فصيحش * گلاب اشك ريزم در ضريحش هزاران شعله احساسم بگيرد * ز دل عباس ، عباسم بگيرد مرادم را بگيرم از لبانش * بگيرم نامهى شوق از زبانش سيه مستت كند جام ابو الفضل * چه افسونىست از نام ابو الفضل نمىبينى اسد غالبتر از او * على ابن ابيطالبتر از او بيات نينوا گوش كن اين گوشه را از ساز من * نيست ماليخوليا آواز من اى رباب ، اى رود ، اى نى ، اى نوا * اى همه نيزارهاى نينوا دشت خاموش است و صحرا خسته است * ماه گويى بار از اين جا بسته است پس چه شد آن سايهها و بيدها * پس كجا رفتند آن خورشيدها آن سيه چشمان زيباى عرب * كه ميان چشمشان شب بود و شب پس كجايند آن جوانان غيور * كه تجلّى مىشدند از فرط نور مىوزيد از دور عطر پونهشان * خال سبز هاشمى بر گونهشان بوى روح و بوى معبد داشتند * بوى گيسوى محمّد داشتند اى كجا بانان دشت ناكجا ! * مىرود اين قطرهى خون تا كجا ؟ از چه اين مرغان تلاطم مىكنند * سايهها خورشيد را گم مىكنند روى خاك خشم ردّ خنجرىست * بر فراز بال نعش كفترىست خاك سرخ و ابر سرخ و آب سرخ * ماه در آيينهى مرداب سرخ روح انسان مىگريزد در سراب * كودك تاريخ مىگريد به خواب رجعت آوازها در سينههاست * محشر تصوير در آيينههاست اين صليب خار پيكر ، قيصر است * اين خداى سكّهها اسكندر است چيست اين آويزهى خونين ماه * بر كجا مىگريد اين ابر سياه ؟ ! شيون بادىست جارى هر طرف * نالهى شيرىست از سمت نجف عارفان با گله هىهى مىكنند * بشنو از نى ، بشنو از نى مىكنند چشم اين آيينهها مبهوت كيست * بر سر آوازها تابوت كيست من فداى جسم صد چاكت حسين ! * جان من مجروح ادراكت حسين ! اى سفير نسترن در قرن خاك * اى صداى لاله در عصر مغاك