مرضيه محمدزاده
1527
دانشنامهء شعر عاشورايى انقلاب حسينى در شعر شاعران عرب و عجم ( فارسي )
احمد عزيزى احمد عزيزى در سال 1337 ه . ش در سر پل ذهاب ديده به جهان گشود . او از شاعرانى است كه با انقلاب نشو و نما يافته و بيشتر اشعارش در قالب مثنوى است . از او تا به حال چندين مجموعهى شعر منتشر شده كه بدين نامهاست : « كفشهاى مكاشفه » ، « طغيان ترانه » ، « ملكوت تكلم » ، « ترجمهى زخم » ، « روستاى فطرت » ، « باران ترانه » ، « لالههاى زهرايى » ، « ترانههاى ايليايى » ، « شرجى آواز » ، « خوابنامه » ، « باغ نتاسخ » و كتابى در نثر به نام « شطحيات » و چند اثر ديگر . - * - نوگل بستان ياسين : اى حرارتهاى عشقت در درون ما حسين * نوگل بستان ياسين ميوهى طاها حسين اى كه در دشت شهادت در سحرگاه ظهور * پرچم دين از تو مىآيد سوى بالا حسين اى كه فطرس از فلك آمد شب ميلاد تو * تا پر خود را بسايد بر فر سيما حسين اى كه با عرض مقام تو شفاعت يافتند * يونس و نوح و خليل و آدم و حوّا حسين اى كه پيغمبر شب ميلاد تو از ديده ريخت * اشك مرواريد خود بر لولو لالا حسين راستى پيغمبر خاتم چو قنداقت گرفت * از كدامين داغ دل شد در فغان آيا حسين اى كه دارد از خيال تشنگىهاى لبت * چشمهاى شيعيانت موجهى دريا حسين اى كه چون اشكِ روان ، سوز نهان ، سيلِ سرشك * در ميان ديدهى عشاق دارى جا حسين در شب ميلاد تو آتش به جانم همچو شمع * خنده آيا بر لب آرم يا بگريم يا حسين * * * فرمانرواى فرات : چو برقى از نيام باد آمد * ز قعر آهن و پولاد آمد فراتى مىخرامد در خروشش * به صحرا جوش جوشن شد ز خوشش به مژگانش هزاران تير دارد * به هر ابرو دو صد شمشير دارد چه تيغ زخم - تمثالى است با او * عجب خطى ، عجب خالىست با او ز خورشيدش مگردانى نظر را * ببين آيينهى شمس و قمر را ز تيغش حسن عالم آب خورده * ز رويش آسمان مهتاب خورده چو عشق آيد مبدل شد غرضها * فداى جوهر تيغش عرضها خرام سرو دولت را ببينيد ! * نگاه سرمه صولت را ببينيد جنون ، توفانى جذر و مد او * رشادت چيست شمشاد قد او امير لشكر آب حيات است * علمدار تمام كائنات است ز تيغش خاطر سرها پريشان * ز خوفش ، خواب خنجرها پريشان