مرضيه محمدزاده

1494

دانشنامهء شعر عاشورايى انقلاب حسينى در شعر شاعران عرب و عجم ( فارسي )

مجيد شفق مجيد شفق فرزند سيد عبد الحميد رزّوقى در سال 1333 ه . ش در تهران قدم به عرصه‌ى هستى نهاد . دوران تحصيلات ابتدايى و متوسطه را در تهران گذراند . سپس به استخدام سازمان شهر و روستا درآمد و به عنوان حسابدار مشغول كار شد . و سپس به وزارت مسكن انتقال يافت . وى خواهرزاده مرحوم مهدى سهيلى شاعر معروف مىباشد كه همو بود كه نخستين فنون شعر را به او آموخت و تخلص شفق را براى او برگزيد . طبع و تمايل او به كارهاى تحقيقى و سرودن شعر باعث شد خيلى زود از كارهاى دولتى كناره‌گيرى كند . از مجيد شفق كتاب‌ها و مجموعه شعرهاى مختلفى به چاپ رسيده است از آن جمله مىتوان به اين موارد اشاره كرد : « تنها در كوچه‌هاى شب » كه دفترى از دو بيتىهاى اوست . « تو باغ منى » كه مجموعه غزليات وى است . كارهاى تحقيقى اين شاعر عبارتند از : « دوبيتىهاى شاعران امروز » ، « غزل شاعران امروز » ، « شاعران تهران از آغاز تا امروز » . از ايشان كتاب ديگرى به نام « طلايه‌داران شعر امروز ايران » در دو جلد در زير چاپ مىباشد . مجيد شفق از قالب‌هاى شعر فارسى بيش از همه دل بسته‌ى غزل مىباشد « 1 » . - * - خورشيديان : وقتى شفق خورشيد را در كام مىبرد * دشمن اسيران را به سوى شام مىبرد خورشيديان را در سراى شب نشاندند * داغ جهان را بر دل زينب نشاندند مستور شد خورشيد غمگين در پس ابر * بر تن دريدند آسمانها جامه‌ى صبر اسب خبر بر يال خود رنگ كفن داشت * آمد سوارى جبّه‌ى سرخى به تن داشت گيتى صداى آشنا را گوش مىكرد * فرياد را در سينه‌ها خاموش مىكرد شور و نواى عشق بود و عطر جان بود * گويى نوا از چار سوى آسمان بود رنگ مصيبت موج مىزد در كلامش * بوى شرنگ و شرم مىآمد ز كامش با كاروان انگار جان عاشقان بود * از عاشقى بر چهره‌ى هر يك نشان بود قابيليان با خنجر برّان رسيدند * هابيليان را يك به يك در خون كشيدند منظومه‌ى شمسى ز هم پاشيد اى دوست * ظلمت سرا شد چهره‌ى خورشيد اى دوست گرد از زمين تا ساحت چرخ نهم بود * رخساره‌ى خورشيد عالمگير گم بود گويى جهان مىسوخت در بيمارى دق * با مرگ خورشيد زمان و صبح صادق در ناكجا آباد سيرى داشتم من * خود را اسير مرگ مىانگاشتم من دست خيانت دفتر غم را رقم زد * پاى جنايت باز در ميدان قدم زد * * *

--> ( 1 ) - شاعران تهران ؛ از آغاز تا امروز ص 626 - 624 با تصرف و تخليص .