مرضيه محمدزاده

1452

دانشنامهء شعر عاشورايى انقلاب حسينى در شعر شاعران عرب و عجم ( فارسي )

* در همهمه غيرت و درد * مگر مىشود كار ديگرى هم كرد ؟ ! دلشوره درد ، خواب را پس مىزند و غيرت عشق ، آب را . * همه چيز از آب حيات دارد و آب ، از آبرو ! آبروى آب از نگاه مردانه‌ى ملكوتى عباس موج برمىدارد * و دست‌هاى تشنه‌ى خاك ، به تماشاى چشمان ماه بنى هاشم بلند مىشود آبروى آب ، از اوست ؛ * هر آب ، كه در مشك او نيست ، آب نيست ؛ آبرويى است فرو هشته ! * ذهن عليل ابليس ، آدم را تنها خاك مىبيند . * مكاشفه عطش و جانبازى ، در باور آب و آتش نمىگنجد . امّا * ابو الفضل ، كار خود را مىكند ، ماندن كار او نيست . دست از « آب » مىشويد و از جان خويش نيز ! . . .