مرضيه محمدزاده

773

دانشنامهء شعر عاشورايى انقلاب حسينى در شعر شاعران عرب و عجم ( فارسي )

خلعت با زيب وزين « انت منّى » « 1 » كس نيافت * از نبىِ الّا على كو داشت فرّ انبيا در سخا بود از دل و دستش خجل دريا و كوه * اين سخن دارد مصدّق هر كه خواند « هَلْ أَتى » « 2 » بعد ازو در راه دين گر پيشوا خواهى گرفت * بهتر از اولاد معصومش نيابى پيشوا كيستند اولاد او ، اوّل حسن و آن گه حسين * آن كه ايشان را نبى فرمود امام و مقتدا بنده‌ى اين هر دو مخدوميم در ديوان شرع * مىكنم ثابت به حكم مصطفى اين مدّعا از نبى « من كنت مولا » چون كه تشريف على است * از طريق ارث‌شان بس بندگان باشيم ما بعد از ايشان مقتدا سجّاد و آن گه باقر است * چون گذشتى جعفر و موسى و سبط او رضا پس تقى آنگه نقى آن گه امام عسگرى است * بعد از آن مهدى كزو گيرد جهان نور و صفا كردگارا جان پاك هر يكى زين جمع را * از كرم در صدر فردوس برين ده متكا بخشش اى دل زين بزرگان جوكه هريك بوده‌اند * دُرّ درياى فتوّت گوهر كان سخا پيروى كن گر نجات مخلصانت آرزوست * هركه را با خاندان عصمت آمد « انتما » « 3 » در طريق دين به هركس اقتدا ، فرهنگ نيست گر كنى بارى به معصومان كن اى دل اقتدا « 4 » * * * شنيدم ز گفتارِ كارآگهان * بزرگان گيتى ، كهان و مهان كه با پيغمبر پاك و الا نسب * محمّد سرِ سروران عرب چنين گفت روزى به اصحاب خود * به خاصان درگاه و احباب خود كه چون روز محشر درآيد همى * خلايق سوى محشر آيد همى منادى برآيد به هفت آسمان * كه اى اهل محشر كران تا كران زن و مرد چشمان به هم برنهيد * دل از رنج گيتى به هم برنهيد كه خاتون محشر گذر مىكند * ز آب مژه خاك تر مىكند يكى گفت كاى پاكِ بىكين و خشم * زنان از كه پوشند بارى دو چشم ؟ جوابش چنين داد داراى دين * كه بر جان پاكش هزار آفرين كه فردا كه چون بگذرد فاطمه * ز غم جَيب جان بردَرَد فاطمه ندارد كسى طاقت ديدنش * ز بس گريه و سوز ناليدنش به يك دوش او بر ، يكى پيرهن * به زهر آب آلوده بهر حسن ز خون حسينش به دوش دگر * فرو هشته آغشته دستار سر

--> ( 1 ) - اشاره است به حديث منزلت كه رسول اكرم ( ص ) به على ( ع ) فرمود : انت منّى بمنزلة هارون من موسى الّا انّه لا نبىّ بعدى » . اى على تو نسبت به من به منزله‌ى هارون نسبت به موسى هستى ، جز آن كه بعد از من پيامبرى نيست . ( 2 ) - هل اتى : سوره دهر يا انسان ، به اتفاق اكثر مفسران درباره‌ى حضرت على ( ع ) و خاندانش نازل شده است و آن ، اشاره است به وفاى نذر و اطعام مسكين و يتيم و اسير . ( ر . ك : زمخشرى ؛ كشّاف ذيل سوره‌ى دهر ) . ( 3 ) - انتما : نسبت دادن ، باز بستن . ( 4 ) - ديوان اشعار ابن يمين فريومدى ؛ ص 8 .