مرضيه محمدزاده
1395
دانشنامهء شعر عاشورايى انقلاب حسينى در شعر شاعران عرب و عجم ( فارسي )
بهرام سيّاره بهرام سياره فرزند قاسم متخلص به « پريش » در سال 1323 ه . ش در شهرضا به دنيا آمد . تحصيلات خود را در زادگاهش سپرى نمود . پريش خود در خانوادهاى اهل فرهنگ و ادب نشو و نما يافت . از همان آغاز كودكى تحت تأثير پدر شاعر خود ، ذوق سرودن شعرش شكوفا گرديد ولى سرودن شعر را به طور جدى از سال 1363 شمسى آغاز نمود . از بهرام سياره تاكنون دو مجموعه شعر منتشر گرديده است : « ديوان پريش » و « پرديس پريش » . پريش از ميان قوالب شعر ، دلبستگى و تمايلش به سرودن غزل است ولى مثنوى و دو بيتى پيوسته را نيز به خوبى مىسرايد . بهرام سياره چون پدرش يك حرفه هنرى ( عكاسى ) را به عنوان شغل انتخاب كرده است ولى فعلا كار را رها كرده و فقط به سرودن شعر و تدوين اشعار خود مىپردازد . - * - چو عزم كوى تو و ان خاك مشكبو كردم * به يُمن اشك روان ، روح را وضو كردم حديث عشق ترا اى عزيز ، شاهد باش * به آه گفتم و با اشك روبرو كردم به گرد قافلهات هم نمىرسيد آتش * ميان سوختگان هرچه جستجو كردم نشانهها ز دل داغدار زينب داشت * به داغ لاله اگر در بهار خو كردم چه گفت خاك كند تيره آب و آئينه را * ز خاك كوى تو من كسب آبرو كردم به پاس حرمت نامت رسيد مطلب من * هر آنچه را ز خداى خود آرزو كردم چه شامهاى غريبى كه در مصيبت تو * به شمع بزم غريبانه گفتگو كردم به لالهاى كه برآمد ، به سنبلى كه شكفت * شكايت از غم هجر تو مو به مو كردم « پريش » راحت روحم حسينِ فاطمه بود * جوان شدم به خدا هرچه ياد او كردم * * * كربلا ، فرياد خون ، فرياد اشك : باز ياران كربلايى گشتهام * واژهاى پاكم ، خدايى گشتهام پاى اشكم هر زمان وا مىشود * لالهى شعرم شكوفا مىشود بس كه طبعم تشنه حال كربلاست * نيست دل در سينهى من نينواست كربلا يعنى به هر احوال عشق * كربلا يعنى هزاران سال عشق هم صدا با هاىهاى بىكسى * كربلا يعنى دواى بىكسى كعبهى درماندگان ، دلدادگان * قبلهى اهل زمين و آسمان كربلا ميقات « يا ربّ » هاى من * خانقاهى بر دل تنهاى من كربلا يعنى جهانى ماجرا * ابتدايى تا ابد بىانتها