مرضيه محمدزاده
1372
دانشنامهء شعر عاشورايى انقلاب حسينى در شعر شاعران عرب و عجم ( فارسي )
اى « مويد » عزّت و آزادى و اخلاص را * از رسول اللّه و آل طاهرينش يافتم « 1 » * * * ترك عاشق : بار ديگر بند بندم نى شده است * خونم اندر ساغر دل مىشده است نى نواى نينوايى مىزند * سينه ساز كربلايى مىزند نينوا و نالههاى ناى او * كربلا و شور عاشوراى او روز عاشورا هزاران راز داشت * رازها در پردهى اعجاز داشت بود هر رازى نهان در سينهاى * چون كه در ويرانهاى گنجينهاى عشق را فصل نوينى ديگر است * نالههاى آتشينى ديگر است چون جهاد روز عاشورا رسيد * فرصت ياران سرآمد تا رسيد نوبت جانبازى اندر راه دين * بر غلام ترك زين العابدين « جَون » نام او كه بر جانش سلام * زشت روى و خوبرويانش غلام آن ره اندر كوى دلبر يافته * تربيتها از ابوذر يافته با على دست ارادت داده بود * سالها در خدمتش استاده بود آن چه از عشق و وفا تحصيل كرد * در قيام كربلا تكميل كرد پاسبان درگه مولا حسين * او بلال امّا اذانش يا حسين از فضيلت اهل دل را قبلهگاه * كعبه عرفان و روپوشش سياه رنگ رويش خال روى كربلا * خون سرخش آبروى كربلا معنى و الليل و همگام سحر * كعبهى بىعشق حسينى را حَجَر سنگ جانش در بغل آيينه داشت * گوهر عشق خدا در سينه داشت همّتش سيراب و كامش تشنه بود * شعلهى شوقش كم از آتش نبود ديدهى مردان حق را مردمك * مانده از ايثار او حيران ملك رسم و راهِ بندگى در كار او * شرمسارى گرمى بازار او گرچه شرم از رنگ و خون خويش داشت * انقلابى در درون خويش داشت درگه مولا به مُژگان رُفته بود * تُرك عاشق تَرك دنيا گفته بود كاى امام عشق بازان يا حسين * پيشواى سرفرازان يا حسين اذن ديدار شهيدانم ببخش * اذن جانبازى ده و جانم ببخش گم شدم در خويش پيدا كن مرا * قطرهام و اصل به دريا كن مرا رحمتى تا عقدهى دل وا شود * نالهام فرياد عاشورا شود در حريمت گرچه محرم نيستم * خاك پاى اكبرت هم نيستم ؟
--> ( 1 ) - سخنوران نامى معاصر ايران ؛ ص 3428 و 3429 .