مرضيه محمدزاده
1359
دانشنامهء شعر عاشورايى انقلاب حسينى در شعر شاعران عرب و عجم ( فارسي )
مرگ سرخت تنها نه نام يزيد را شكست و كلمهى ستم را بىسيرت كرد كه فوج كلام را نيز درهم مىشكند هيچ كلام بشرى نيست كه در مصاف تو نشكند اى شير شكن ! خون تو بر كلمه فزون است خون تو در بسترى از آنسوى كلام فراسوى تاريخ بيرون از راستاى زمان مىگذرد خون تو در متن خدا جارىست * يا ذبيح اللّه تو اسماعيل گزيدهى خدايى و رؤياى به حقيقت پيوستهى ابراهيم كربلا ميقات توست مُحرّم ميعادِ عشق و تو نخستين كس كه ايام حج را به چهل روز كشاندى وَ أَتْمَمْناها بِعَشْرٍ « 1 » آه ، در حسرت فهمِ اين نكته خواهم سوخت كه حجّ نيمه تمام را در استِلام حَجَر وانهادى و در كربلا با بوسه بر خنجر ، تمام كردى *
--> ( 1 ) - سورهى اعراف ؛ آيهى 142 ، يس آن را با ده روز ، تمام كرديم و كامل ساختيم .