مرضيه محمدزاده
1360
دانشنامهء شعر عاشورايى انقلاب حسينى در شعر شاعران عرب و عجم ( فارسي )
مرگ تو ، مبدأ تاريخ عشق آغاز رنگ سرخ معيار زندگىست * خط با خون تو آغاز مىشود : از آن زمان كه تو ايستادى دين ، راه افتاد و چون فرو افتادى حق برخاست تو شكستى و « راستى » درست شد و از روانهى خون تو بنياد ستم سست شد در پائيز مرگِ تو « 1 » بهارى جاودانه زاييد گياه روييد درخت باليد و هيچ شاخه نيست كه شكوفهاى سرخ ندارد و اگر ندارد شاخه نيست هيزمى است ناروا بر درخت مانده ! * تو ، راز مرگ را گشودى كدام گره ، با ناخن عزم تو وا نشد ؟ شرف ، به دنبال تو لابهكنان مىدود تو ، فراتر از حَميّتى نمازى ، نيّتى
--> ( 1 ) - مىگويند شهادت آن سترگ در فصل پائيز رخ داده است .