مرضيه محمدزاده
1356
دانشنامهء شعر عاشورايى انقلاب حسينى در شعر شاعران عرب و عجم ( فارسي )
اينگ هر چيز : يا سرخ است يا حسينى نيست * آه ، اى مرگِ تو معيار ! مرگت چنان زندگى را به سُخره گرفت و آن را بىقدر كرد كه مردنى چنان ، غبطهى بزرگ زندگانى شد ! * خونت با خونبهايت حقيقت در يك تراز ايستاد و عزمت ، ضامن دوام جهان شد - كه جهان با دروغ مىپاشد - و خون تو ، امضاء « راستى » ست * تو را بايد در راستى ديد و در گياه ، هنگامى كه مىرويد در آب ، وقتى مىنوشاند در سنگ ، چون ايستادگىست در شمشير ، آن زمان كه مىشكافد و در شير ، كه مىخروشد ، در شفق كه گلگون است در فلق كه خندهى خون است در خواستن برخاستن ، تو را بايد در شقايق ديد در گل بوييد